مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٤ - نکته ٢
وجود هرگز عدم را نمیپذیرد بلکه پیوسته وجود است اگر چه مهیت موجود ممکن است گاهی موجود و گاهی معدوم شود.
یعنی وجود به خودی خود وجود است و مهیت به واسطه وجود دارای وجود. ما مهیات (انواع) را از راه مشاهده خواص اثبات مینماییم و به واسطه اختلاف خواص به اختلاف انواع قضاوت مینماییم. مثلًا در افرادی از انسان که مشاهده میشود، خواص فکر، اراده، ادراک، تکلم و جز آنها و در افرادی که از حرارت مشاهده میشود خواصی دیگر مییابیم و در نتیجه حکم میکنیم که در دسته اول مهیتی (نوعی) به نام «انسان» هست و در دسته دوم مهیتی (نوعی) به نام «حرارت» و این دو نوع از راه تباینی که در خواص و آثار دارند خود نیز با همدیگر مغایرند.
اقسام مهیت
از بیان گذشته نتیجه گرفته میشود که:
ما در خارج ماهیات بسیاری داریم.
با اینکه ماهیات از راه اختلاف خواص به دست آمدهاند گاهی میان آنها خواص مشترک نیز پیدا میشوند اگر چه همیشه این طور نیست. مثلًا اگر مهیت «انسان» را با مهیت «میان» که یکی از نسب خارجی میباشد بسنجیم خواهیم دید که هیچ گونه خاصه مشترکی ندارند در حالی که اگر همین مهیت انسان با مهیت پشه سنجیده شود در بسیاری از خواص شریک و انباز هم خواهند بود مانند ادراک و اراده و بسیاری از احکام حیات و جسمیت و جز آنها اگر چه احکام ویژه نیز دارند.
اینجاست که باید گفت این دو نوع در اصل مهیت نیز شرکتی دارند یعنی مهیت نوعی آنها به دو بخش مختص و مشترک تحلیل میشود چنانکه هر دو نوع در حیوانیت شریکند و هر کدام یک بخش مختص نیز دارند خواه ما بفهمیم یا نفهمیم.
مهیت مشترک به نام «جنس» و مهیت ویژه به نام «فصل» نامیده میشود.
از این بیان نتیجه میگیریم که:
(١). در ماهیات نیز ترکیب پیدا میشود.
(٢). ترکیب در ماهیات به واسطه جنس و فصل پیدا میشود.
یعنی از یک مهیت مشترک به واسطه انضمام دو فصل مختلف دو نوع مختلف پیدا میشود و با زبان فلسفی: مهیت جنس مهیتی است در حال ابهام که در تحصیل و پیدایش یک نوع نیازمند به انضمام فصل و تعیین آن است، مانند «حیوان» که با انضمام «ناطق» انسان میشود.