مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - مقاله اوّل فلسفه چیست؟
و احکام موضوع مفروض الوجودی را بیان کرده و وجود و چگونگی وجود آن را به جای دیگر (حس یا برهان فلسفی) احاله مینماید.
گفتار بالایی را در چند جمله زیر میتوان خلاصه کرد:
بحث از علة العلل و واجب الوجود بود «الهیات» میخواندند و در یونان باستان به مناسبت خاصی که در خاتمه همین مقاله گفته خواهد شد «متافیزیک») )خوانده میشد- صرفاً محصول قوه تعقل بشر است و تجربه حسی در مسائل آن راه ندارد، غالباً هر وقت «فلسفه» گفته شود مقصود همان است.
ولی از قرن هفدهم به بعد گروهی از دانشمندان پدید آمدند که ارزش «برهان» و «قیاس عقلی» را به کلی انکار کردند و اسلوب تجربی را تنها اسلوب صحیح و قابل اعتماد دانستند. به عقیده این گروه فلسفه نظری و تعقلی که مستقل از علم باشد پایه و اساسی ندارد و علم هم محصول حواس است و حواس جز به ظواهر و عوارض طبیعت و فنومنها) )تعلق نمیگیرد، پس مسائل «فلسفه اولی» که صرفاً نظری و تعقلی و مربوط به کنه واقعیات و امور غیر محسوسه است بی اعتبار است و این گونه مسائل برای بشر نفیاً و اثباتاً درک نشدنی است، آنها را باید از دایره بحث خارج کرد و امور غیر قابل تحقیق نامید.
اگوست کنت) )دانشمند معروف فرانسوی قرن نوزدهم یکی از کسانی است که منکر فلسفه عقلی و نظری است ولی در عین حال به یک فلسفه حسّی متّکی به علوم معتقد است به این معنی که بیان روابط علوم را با یکدیگر و همچنین پارهای از فرضیههای بزرگ را که در همه یا غالب علوم مورد استفاده قرار میگیرد از لحاظ شباهتی که فی الجمله به فلسفه اولی از حیث کلی و عمومی بودن دارند «مسائل فلسفی» میخواند. امروز هم بیان روشهای علوم و متدهایی که در هر یک از علوم به کار برده میشوند به نام «فلسفه علمی» خوانده میشود.
این فلسفه حسی که اگوست کنت قائل است و همچنین سایر سیستمهای فلسفی حسی که از طرف فلاسفه امپیریست) )یا حسیون ابراز شده متکی به علوم حسی است و مانند خود آن علوم محدود است و از حدود توجیه عوارض و ظواهر طبیعت (فنومنها) تجاوز نمیکند.
در این مقاله با فلاسفه حسی و کسانی که فلسفه اولی را از آن جهت که صرفاً