مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - نکته ٢
از برای موضوع، عدم محمول از برای موضوع، وحدت موضوع و محمول، کثرت موضوع و محمول در قضیه سالبه) و پس از آن بی اضافه (وجود، عدم، وحدت،
داعی داریم که مثالهای متعدد قانون علت و معلول را صحیح ندانیم و به امید اینکه یک روز شاید از توی حباب چراغ یک قارچ سبز خواهد شد و استثنائی به وجود خواهد آمد پشت پا به تکامل علم بزنیم، اما یک ایده آلیست به همین امید نشسته و اگر تیری هم به مغزش فرو رود تیر را علت کشتن نمیداند.»
علاوه بر اینکه این آقایان مسأله ضرورت ترتب معلول بر علت یا امتناع تخلف معلول از علت و مسأله تقدم و تأخر و تقارن زمانی علت و معلول را با این مسأله که آیا حس و تجربه قادر به درک علیت و معلولیت هست یا نیست، دانسته یا ندانسته با هم خلط کردهاند؛ نفهمیدهاند یا نخواستهاند بفهمند که آنچه ما آن به آن در زندگانی روزانه از راه احساس و تجربه با آن مصادف هستیم مقارنه یا تعاقب حوادث است نه علیت و معلولیت آنها، و آنچه تجربیون را وادار کرده است که در واقعی بودن قانون علت و معلول تردید کنند دقت زیاد در تعیین حدود حس و تجربه است. تجربیون از طرفی اصالت حس و تجربه را پذیرفتهاند و از طرف دیگر نخواستهاند مانند مادیین به گزاف تصورات غیر محسوس را محسوس جلوه دهند، لهذا در حقیقی بودن قانون علت و معلول تردید کردهاند.
حقیقت این است که اگر واقعاً ما اصالت حسی باشیم و از طرفی هم نخواهیم به گزاف سخنی بگوییم وجهی ندارد که قانون علت و معلول را واقعی بدانیم.
نظریه این مقاله
نظریه این مقاله مبتنی بر واقعی بودن قانون علت و معلول است و شبهاتی که در این مورد در قدیم و جدید شده است در مقاله ٩ که مخصوص بیان این قانون است دفع میشود. مطابق نظریه کلی که در صدر مقاله بیان شد «هر علم حصولی مسبوق به علم حضوری است» و تا ذهن نمونه واقعیت شیئی را نیابد نمیتواند تصوری از آن بسازد خواه آنکه آن نمونه را در داخل ذات نفس بیابد و یا آنکه از راه حواس خارجی به آن نائل شود. نمونه علت و معلول را ذهن ابتدا در داخل نفس یافته و از آن تصوری