مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - نکته ٢
مثلًا وقتی که انسان خوردن را میخواهد، نسبت مزبوره را نخستین بار مستقیماً میان خود و میان کارهای تنها تنها که عضلات دست و لبها و فک و دهان و زبان و گلو و مری و معده و کبد و عروق ... هنگام تغذیه انجام میدهند نمیگذارد بلکه در حال
بعلاوه اگر «عادت» مبدأ غریزه بود لازم بود که حیوانات هر چه طویلالعمرتر باشند از لحاظ غریزه کاملتر باشند و حال آنکه قضیه عکس است و حیوانات کاملالغریزه غالباً عمرهای بسیار کوتاه دارند.
و دیگر آنکه این نظریه مبتنی بر یک نظریه کلی است که لامارک و داروین در مورد انتقال صفات اکتسابی از اسلاف به اعقاب دارند و تحقیقات جدید علم وراثت این نظریه را مردود شناخته است. دیگر اینکه ما در مورد انسان مشاهده میکنیم که حرکات عقلانی و ادراکی هیچگاه به صورت غریزه به اعقاب منتقل نمیشود و اگر این نظریه درست بود لازم بود که اعمال عقلانی انسان به صورت غریزه به اعقاب منتقل شود و نوزادان انسان کاملترین حیوانات باشند از لحاظ غرائز و حال آنکه قضیه کاملًا بر عکس است و آنکه از لحاظ هدایت غریزه از همه ناقصتر است انسان است.
د. حرکات غریزی اعمالی خود به خودی هستند و بدون دخالت اراده و اندیشه صورت میگیرند مانند اعمال انعکاسی که از موجود زنده سر میزند از قبیل حرکات جهاز هاضمه هنگامی که غذا وارد آن میشود و یا ترشح غدد زیر زبان هنگامی که مثلًا ترشی روی زبان قرار میگیرد و غیر اینها؛ فرقی که هست این است که این سلسله اعمال انعکاسی، بسیط و ساده هستند ولی حرکات غریزی مرکب و پیچیدهاند. تمام حرکات غریزی حیوان در نسلهای پیش حرکاتی انعکاسی و ساده بودهاند، بعدها به تدریج که حیوانات تکامل یافتهاند و «انواع» از یکدیگر اشتقاق یافتهاند این حرکات نیز که به صورت «عادت» در آمدهاند به موازات سایر قسمتهای وجودی حیوان تکامل پیدا کرده و طبق قانون وراثت به اعقاب منتقل شدهاند. این نظریه منسوب به «داروین» است.
این نظریه نیز به چند دلیل مردود شناخته شده: یکی همانکه در بالا گفته شد که علم وراثت نظریه انتقال صفات اکتسابی را قبول نمیکند و دیگر آنکه حرکات انعکاسی عکس العمل بدن حیوان در مقابل یکی از مؤثرات خارجی است و حال آنکه