مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢٢ - نکته ٢
اینها و جز اینها سخنانی است که مادیین و پیروان آنها میگویند و ما در ابحاث متفرقهای که در مقالههای گذشته نمودهایم پاسخ برخی از این سخنان بیفایده را دادیم و پاسخ برخی دیگر نیز خواهد آمد.
در اینجا به عنوان یادآوری از گذشته و نمونهگویی از آینده میگوییم:
وجود میآید و هیچ چیز لغو و بدون فایده وجود پیدا نمیکند و حال آنکه ما میبینیم پارهای از پدیدهها در طبیعت رخ میدهد که هیچ گونه فایده و اثری برای آنها مترتب نیست مانند پستان مرد و زائده اعور- یعنی لوله آپاندیس در منتهای روده بزرگ- در همه افراد و انگشت ششم در افراد شش انگشتی و دست و پای زائد در بعضی نوزادان و غیر اینها.
پس معلوم میشود پیدایش این امور معلول ناموس طبیعت غیر شاعر است و لا عن شعور به وجود آمده است، جهان برخلاف ادعای الهیون یک جریان غائی و حکیمانه را طی نمیکند؛ پس خدایی در کار نیست.
فلاسفه معمولًا این اشکال را در مباحث علت و معلول در بحث مخصوص علت غائی ذکر میکنند و به نقض و ابرام درباره آن میپردازند.
دوم اینکه اگر خدایی حکیم و علیم آنچنانکه الهیون ادعا میکنند وجود داشته باشد شرور و بدیها در عالم وجود پیدا نمیکند، زیرا بدیهی است که عقل و حکمت خیر و نیکی را بر شر و بدی ترجیح میدهد و چون میبینیم در جهان انواع حوادث نامطلوب از قبیل زلزلهها و طوفانها، ستمها و نارواییها، محرومیتها و ناکامیها، درد و رنجها، بیماریها، مرگ و میرها وجود دارد پس معلوم میشود خدایی حکیم و علیم آنچنانکه الهیون ادعا میکنند وجود ندارد.
برتراند راسل در کتاب چرا مسیحی نیستم؟ میگوید:
«به راستی تعجبآور است که انسانها باور کنند جهان حاضر با همه محتویات و نواقص خود بهترین جهانی باشد که خالقی قدر قدرت و جامع کلیه علوم طی میلیونها سال به وجود آورده باشد. جدا چنین چیزی برای من غیر قابل قبول است. آیا تصور نمیکنید اگر همه قدرتها و جمیع علوم را در اختیار داشتید و میلیونها سال هم وقت داشتید میتوانستید چیزی بهتر از کوکلوکلان « (*)» و فاشیسم بیافرینید؟»
______________________________
(*) .