مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٧ - نکته ٢
انضمام بقیه اجزاء و شرایط) و میشود نشود (بی انضمام بقیه اجزاء و شرایط). و همچنین اگر «خوردن» را که یکی از افعال ماست به علت تامّهاش (مجموع انسان، علم، اراده، سلامت، اعضای فعّاله و بودن مادّه قابله و شرایط دیگر) نسبت بدهیم تحقق وی ضروری است ولی اگر به پارهای از اجزاء علت با قطع نظر از اجزاء و شرایط دیگر مثلًا به انسان تنها یا انسان و علم تنها نسبت بدهیم دیگر نسبت «ضرورت» را نخواهد داشت بلکه «ممکن» خواهد بود یعنی میشود از فاعل صادر شود و میشود صادر نشود.
و این همان اختیاری است ١ که انسان فطرتا برای خود اثبات میکند و خودش
[١]. گفتگو از وجوب و ضرورت نظام موجودات خواه ناخواه منجر به بحث از مسأله خاصی میشود که همواره از جنبههای مختلفی مورد توجه علما و فلاسفه بوده و در تمام دورهها و اعصار با اهمیت خاصی تلقی شده است و آن، مسأله «جبر و اختیار» است. این مسأله را علاوه بر فلاسفه، روان شناسان و علمای اخلاق و متکلمین و فقها و علمای حقوق نیز از جنبههای مختلف مورد توجه و تحقیق قرار دادهاند زیرا این مبحث از آن جهت که مربوط به کیفیت صدور افعال انسان از انسان و طرز انجام یافتن مقدمات ذهنی و نفسانی افعال و حرکات انسان است مربوط به روان شناسی است، و از آن جهت که هر یک از «جبر» و «اختیار» بنابر بعضی توهّمات عبارت است از ضرورت و لا ضرورت افعال انسان در نظام کلی وجود، با علم اعلی و فلسفه کلّی ارتباط پیدا میکند، و از آن جهت که با نحوه تعلق علم ذات باری و اراده ذات باری به افعال انسان رابطه دارد با علم کلام و قسمت «الهیات» فلسفه پیوستگی دارد، و از آن جهت که بنا بر جبر، موضوع تشریع و تقنین و تکلیف و مسؤولیت و پاداش و کیفر (الهی یا بشری) منتفی میشود با فقه و حقوق سر و کار پیدا میکند، و از آن جهت که این موضوع با موضوع سرشت و طینت و اخلاق غیر قابل تغییر بستگی دارد با علم اخلاق وابستگی دارد.
بحثهای مختلفی که از جنبههای مختلف روی موضوع «جبر و اختیار» به عمل آمده موجب یک ابهام مخصوصی در مفهوم «جبر» و «اختیار» شده یعنی موجب شده که این دو کلمه در نظر همه یک تعریف معین و مفهوم مشخصی ندارد و هر دستهای به حسب فهم و سلیقه خود از هر یک از «جبر» و «اختیار» یک تعریف و تفسیر خاصی کردهاند و در اطراف آن به نفی و اثبات پرداختهاند. ولی یک ماده مشترک در همه این