مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - نکته ٢
حضوری موجود است. پس، از روی همین نظر میتوان دایره برهان را وسیعتر گرفت و از برای نتیجه، عموم بیشتری به دست آورد. میگوییم چون هر علم و ادراک مفروضی خاصه کشف از خارج و بیرون نمایی را داشته و صورت وی میباشد باید
اصطلاح آن را با علم حصولی پیش خود معلوم میسازد.
مطابق این نظریه مبنا و مأخذ تمام علمهای حصولی یعنی تمام اطلاعات معمولی و ذهنی ما نسبت به دنیای خارجی و دنیای داخلی (نفسانی) علمهای حضوری است و ملاک و مناط علمهای حضوری اتحاد و اتصال وجودی واقعیت شئ ادراک کننده و واقعیت شئ ادراک شده است. بعداً معنی اتصال وجودی واقعیتی با واقعیت نفس را بیان خواهیم کرد. در اینجا لازم است مقدمتاً برای مزید توضیح، فرق علم حضوری و علم حصولی را بیان کنیم (هر چند مکرر در طی این مقالات به فرق ایندو اشاره شده است).
علم حصولی یعنی علمی که واقعیت علم با واقعیت معلوم دوتاست، مثل علم ما به زمین و آسمان و درخت و انسانهای دیگر. ما به این اشیاء علم داریم یعنی از هر یک از آنها تصوری پیش خود داریم و به وسیله آن تصورات که صورتهایی مطابق آن واقعیتها هستند آن واقعیتها را مییابیم. در اینجا واقعیت علم، تصویری است که در ذهن ما موجود است و واقعیت معلوم، ذاتی است که مستقل از وجود ما در خارج موجود است. مثلًا ما صورتی از چهره فلان رفیق در حافظه خود داریم و هر وقت بخواهیم به وسیله احضار و مورد توجه قرار دادن آن صورت، چهره رفیق خود را ملاحظه میکنیم.
بدیهی است که آن چیزی که پیش ما حاضر است و در حافظه ما جا دارد صورتی است از چهره رفیق ما نه واقعیت چهره رفیق ما.
علم حضوری آن است که واقعیت معلوم عین واقعیت علم است و شئ ادراک کننده بدون وساطت تصویر ذهنی شخصیت واقعی معلوم را مییابد، مثل آن وقتی که اراده کاری میکنیم و تصمیم میگیریم یا آن وقتی که لذت یا اندوهی به ما دست میدهد. واقعیت اراده و تصمیم و لذت بر ما هویداست و ما در آن حال بدون وساطت تصویر ذهنی، آن حالات مخصوص را مییابیم.
این فرق علم حصولی با علم حضوری در ناحیه علم و معلوم بود. یک فرق دیگر بین ایندو در ناحیه عالم است و آن اینکه در علم حضوری قوه مخصوص و آلت