مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٥ - نکته ٢
اگر بنا شود که انسان در افعال فردی یا اجتماعی خودش مختار بوده باشد باید قانون علیت و معلولیت از میان برود و در این صورت انسان را استثنائاً از کلیت قانون بیرون کشیده و در عالم خودش خداوندی قرار دهیم و هرگز انسان با این
انسان است نه چیز دیگر، و معنای این ضرورت در اینجا این است که افعال انسان به اختیار ضرورت پیدا میکند و این ضرورت منافی با اختیار نیست بلکه مؤید و مؤکد آن است.
اینکه میگوییم «برخی افعال انسان ضروری الوجود است و برخی ضروری العدم» نباید موجب اشتباه بشود و این تصور را پیش آورد که افعال انسان به هیچ نحو متصف به «امکان» نمیشود یعنی درباره هیچ فعلی از افعال نمیشود گفت که «ممکن است بشود و ممکن است نشود»، زیرا اینکه میگوییم «برخی شدنی است» یعنی با فرض تحقق جمیع شرایط و اجزاء علل، شدنی است و آن را که میگوییم «نشدنی است» یعنی با فرض عدم اجتماع شرایط و مقدمات، نشدنی است و گرنه هر فعلی در ذات خود ممکن است بشود و ممکن است نشود و همچنین هر فعلی با در نظر گرفتن بعضی از شرایط و مقدمات وجودیاش (نه همه آنها) باز ممکن است بشود و ممکن است نشود. مثلًاً اگر فعل را صرفاً با ذات انسان در نظر بگیریم و اراده و علم و اختیار انسان در نظر نگیریم آن فعل ممکن است از انسان صادر بشود و ممکن است صادر نشود ولی اگر فعل را با انسانی در نظر بگیریم که علم و اراده و اختیار وی نیز به فعل تعلق گرفته البته در این صورت نسبت فعل به انسان، ضرورت است نه امکان.
برای اینکه معنای اختیاری بودن افعال انسان بهتر فهم شود بهتر این است که مقایسهای بین طرز فعالیتهای انسانی و طرز فعالیتهای جمادی و نباتی و حیوانی واقع شود.
از مشخصات فعالیتهای جمادی این است که همواره بر «نهج واحد» است و محدود و یکنواخت است. هر جسم جامدی، از کوچکترین ذره گرفته تا بزرگترین منظومهها، هر خاصیتی که دارد آن را به نهج واحد و به طور یکنواخت انجام میدهد.
جسم جامد به خودی خود قدرت انحراف از مسیری که پیش گرفته است ندارد مگر آنکه عوامل خارجی دخالت کند و مسیر آن را تغییر دهد یا آنکه آن عوامل خارجی در وضع داخلی آن جسم جامد تغییراتی ایجاد نماید که موجب اختلافی در اثر و خاصیت