مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥٥ - نکته ٢
وحدت و کثرت
اگر چنانچه به ادراکات و افکار ساده خود رسیدگی کرده و توجه بنماییم خواهیم دید که پس از ادراک واقعیت جهان خارج- مقابل [سفسطه]- یکی از روشنترین قضایایی که تصدیق میکنیم این قضیه است: «پدیدههای بسیاری در جهان هست» و قضیه دیگری است که: «همان بسیار (کثیر) از یکیها (آحاد) پیدا شده است» و با زبان دیگر مفهوم «وحدت» و «کثرت» را ادراک نموده تصدیق میکنیم که این دو مفهوم در خارج مصداق دارند و موجودند، و با تعبیر دیگر مطلق موجود به دو قسم واحد و کثیر منقسم میشود؛ یعنی چنانکه میگوییم هر موجودی که فرض شود، یا امکان دارد یا فعلیت، و هر موجودی که فرض شود یا علت است و یا معلول، همچنین میتوانیم بگوییم هر موجود یا واحد است و یا کثیر. پس به عهده فلسفه است که از وحدت و کثرت نیز بحث کند.
درست است که ما در بیشتر احوال بجز وحدت و کثرت کمّی (یک و چند) که عدد و واحد عددی است به چیز دیگری توجه نداریم، ولی با کمی دقت روشن خواهد شد که منشأ این توهّم آن است که سر و کار زندگی مادی ما با جزئیات و انقسامات ماده است که وحدت و کثرت عددی دارند وگرنه به همین وحدت و کثرت که ما از آنها مفهومی روشن و نزدیک به مفهوم انقسام و عدم انقسام میفهمیم در کلّیات نیز هست در حالی که خاصیت آنها در کلیات جز خاصیت وحدت و کثرت