مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - نکته ٢
و مانند اینکه ترکیب ذاتی، عرضی، جوهر، عرض، نوع، جنس، فصل و غیر اینها از خواص «مهیت» بوده و در «وجود» جاری نیست و همچنین وجود، هیچ گونه ترکیب خارجی نمیشود داشته باشد زیرا هر جزئی که برای وجود فرض شود باز
بین وجودات نخواهد بود زیرا طبق آن فرض وجودات همه نسبت به یکدیگر بیگانه محض هستند و نسبت تمام وجودات با یکدیگر متساوی است و آن نسبت متساوی همانا نسبت نداشتن با یکدیگر است و حال آنکه در میان وجودات ارتباط واقعی و نظام حقیقی در کار است و بعضی از وجودات با بعضی دیگر نسبت و رابطه واقعی دارند که آن نسبت و رابطه را با بعضی دیگر ندارند. در میان وجودات رابطه علّی و معلولی در کار است و این رابطه واقعی است (نه ذهنی) و این رابطه واقعی چنانکه واضح است- و در مقاله ٩ که از «علت و معلول» بحث میشود توضیح بیشتری خواهد آمد- خارج از وجودات اشیاء نیست و حال آنکه طبق نظریه «تباین وجودات» میبایست هیچ نسبتی بین آنها در کار نباشد. پس نظریه تباین وجودات مستلزم انکار قطعی روابط علّی و معلولی اشیاء است.
ب. ما ماهیات را دسته بندی میکنیم و آنها را در ده مقوله- یا بیشتر یا کمتر- جمع میکنیم یعنی برای ماهیات وجه مشترک یا وجوه مشترک پیدا میکنیم و هر یک از مقولات، مابه الاشتراک عده کثیری از انواع و اجناس است همان طوری که هر یک از اجناس، مابه الاشتراک عدهای از انواع و هر یک از انواع، مابه الاشتراک عدهای از افراد است. هر چند ماهیات ساخته ذهن میباشند و این دسته بندیها با این شکل روی خاصیت مخصوص مفهوم سازی ذهن صورت میگیرد و واقعیت عینی را نمیتوان با این ترتیب و با این اشکال پنداشت ولی بالضروره این جهت که هر دستهای از ماهیات تحت یک جنس در میآیند و عدهای از اجناس تحت یک مقوله در میآیند گزاف و بلا جهت نیست بلکه یک منشأ خارجی از وجود دارند و اگر وجودات، متباینات صرف باشند میبایست تمام ماهیات نیز متباین با یکدیگر باشند و هر مفهومی مستقلًا مقولهای بوده باشد؛ و به عبارت دیگر همان طوری که کثرت و تمایز ماهیات از یکدیگر نماینده یک نوع کثرتی در وجود است و روی همین جهت نظریه عرفا را مبنی بر وحدت محض وجود باطل شناختیم، اتحاد و اشتراک ماهیات در جنس واحد و در مقوله واحد نماینده یک نوع اشتراک و وحدتی در وجود و واقعیت است.