مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤ - مقاله دوم فلسفه و سفسطه ( رئالیسم و ایده آلیسم )
در جای خنده بگرید و در جای گریه بخندد و یا یک بار برای احساس مسموعات، حس باصره را استعمال کند و بالعکس، و یا در مورد خوردن بخوابد و بالعکس، و یا برای سخن گفتن لب ببندد، یا سخن پریشان بگوید؛ بلکه آنان نیز عیناً مانند ما
حساب معینی در ذهن ما ایجاد میکند و آن، ذات باری است.[٣]. شوپنهاور دانشمند شهیر آلمانی در سال ١٧٨٨ در آلمان تولد یافته و در سال ١٨٦٠ در گذشته است. شوپنهاور سردسته بدبینان جهان به شمار رفته، زندگی را سراسر رنج و الم و دنیا را غمخانه و ماتمکده میداند، بیشتر به حال انزوا میزیست و تا آخر عمر به حال تجرد بسر برد.
گویند از جوانی گرفتار توهمات و بیمهای بیاساس بود و از کمترین چیزی به وحشت میافتاد؛ مثلًا شب از شنیدن صدای مختصری از خواب میپرید و همچون دیوانگان دست به طپانچه میبرد، و نیز گویند وی بدبینی را از اجداد خویش به ارث برده و پدرش نیز که شغل بازرگانی داشت همواره افسرده خاطر و ملول بود و بالاخره خود کشی کرد.
شوپنهاور شخصاً در زندگی ناگواریها و محرومیتهای زیاد دیده، کتابها و نوشتههایش در زمان خودش طالب پیدا نکرده و مردم رغبتی به خواندن آنها نشان ندادهاند. وی بنا گذاشت در دانشگاه برلن به تدریس فلسفه بپردازد، اما در رشتهای که بنا بود تدریس کند غیر از سه نفر از افراد غیر مستعد کسی دیگر ثبت نام نکرد، بالاخره درصدد بر آمد معلومات و اندیشههای خود را به همسایه خود که زنی خیاط بود تلقین کند، لکن کار مباحثه آنها به نزاع و کتک کاری کشید و زن در دادگاه اقامه دعوی نمود و دادگاه شوپنهاور را به جرم ضرب و جرح محکوم به غرامت کرد.
شوپنهاور بر خلاف دکارت و پیروانش به معلومات و تصورات ناشی از عقل معتقد نیست، منشأ همه تصورات و مبدأ همه علوم را حس میداند و کار عقل را فقط تصرف در فرآوردههای حواس میداند.
شوپنهاور از این رو ایده آلیست شمرده شد که جمیع معلومات را بیحقیقت میداند و جهانی که به وسیله حس و شعور و عقل دریافته میشود که جهان ماده.
است، آن را ذهنی و نمایشی محض میداند، بلکه برخلاف اسقف برکلی که وجود ادراک و قوه ادراک کننده را حقیقی میپنداشت وی وجود آندو را نیز بیحقیقت