مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٠ - نکته ٢
مثلًا انسان نوزاد که از هر گونه فعالیت استقلالی بزرگان محروم بوده و در مهد سرپرستی دیگران به سر میبرد هنگامی که راه رفت و سخن گفت و فکر منظم کرد و زندگی مرتب آغاز نمود آدمی کامل شده است یعنی فعلیتهایی که نداشت در
حرکت» به عنوان یک اصل عمومی در جهان پی بردیم. اکنون میخواهیم وارد مرحله دیگری بشویم و مفهوم سومی وارد بحث کنیم و آن مفهوم «تکامل» است. میخواهیم ببینیم آیا حرکت مساوی تکامل است یا نه؟ و به عبارت دیگر همان طور که از اصل تغییر و شدن به قانون قوه و فعل به عنوان یک قانون عمومی پی بردیم و از اصل قوه و فعل به قانون حرکت پی بردیم آیا از اصل حرکت میتوانیم قانون تکامل را به عنوان یک قانون عمومی کشف کنیم یا نه؟
تکامل چیست؟ تکامل یعنی تحول از نقص به کمال.
نقص و کمال چیست؟ «نقص» گاهی در مقابل «تمام» و گاهی در مقابل «کمال» آورده میشود. نقص در مقابل تمام عبارت است از: فاقد بودن یک شئ بعضی از اجزاء خود را. کتاب ناقص یعنی کتابی که بعضی از فصول یا بعضی از اوراق خود را ندارد، و کتاب تمام یعنی کتابی که همه فصول یا همه برگهای خود را واجد است.
همچنین است ساختمان ناقص و ساختمام تمام، نماز ناقص و نماز تمام. پس نقص مقابل تمام در جایی گفته میشود که واحد مورد نظر قسمتی از اجزاء خود را واحد باشد و قسمتی از اجزاء را فاقد باشد.
ولی نقص در مقابل کمال به معنی دیگری است، به این معنی است که یک شئ همه مراحلی که باید طی کند طی نکرده باشد و همه امکانی که طبیعت برای او تهیه دیده است تحصیل نکرده باشد. مثلًا یک نوزاد اگر فاقد یک عضو باشد یک انسان ناقص الخلقه است به معنی اینکه تامّ الخلقه نیست؛ اما یک نوزاد تامّ الخلقه چون ممکن است مراحل راه رفتن و سخن گفتن و عالم شدن را در آینده طی کند و فعلًا فاقد آن مرحله است یک انسان ناقص است به معنی اینکه به مرحله کمال ممکن خود نرسیده است. پس دو جریان است: یکی اینکه یک شئ از لحاظ اجزاء و اعضاء ناقص و ناتمام باشد، دیگر اینکه از لحاظ مراحل ترقی که برایش امکان دارد پیش نرفته باشد.
و لهذا در مفهوم کمال مفهوم «ارتقاء» مندرج است بر خلاف مفهوم تمام؛ پس