مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨٦ - نکته ٢
که از محدثین میپرسیدند که «خدا وقتی که جسم نیست چگونه بر عرش ممکن است متمکن باشد؟» در جواب میگفتند: «الکیف مجهول و السّؤال بدعة» کیفیت آن نامعلوم و سؤال هم بدعت است و آن بیچارهها هم خاموش مینشستند، و لذا برای محدثین برای رفع این ابهام ضرورتی پیدا نمیشد بر خلاف متکلمین، خاصه معتزله که با مردم هر فرقه و مذهبی مراوده داشتند و مخصوصاً با آنها مناظره و مباحثه میکردند و چون جواب تحکمانه و آمرانه در مورد آنها بینتیجه بود مجبور بودند اصل حقیقت را اظهار دارند و عقده اجمال و ابهام را بگشایند.» [١]
ولی وقتی که به سیره شخص رسول اکرم و خاندانش مراجعه میکنیم هرگز به چنین جوابهای تحکم آمیز و آمرانه و به اصطلاح «سر بالا» برنمیخوریم؛ در هیچ موردی سؤال را محکوم نکرده و بدعت نشمرده و جمله «السّؤال بدعة» را که نشانه ضعف است شعار خود قرار ندادهاند. درباره همان آیه «الرّحمن علی العرش استوی» و اینکه معنی عرش چیست و استواء بر عرش چه معنیای دارد مکرر از ائمه اطهار پرسشهایی شده است و در همه موارد به شرح و توضیح و تفسیر آن پرداختهاند. در توحید صدوق و کافی بابی تحت همین عنوان باز شده و احادیث زیادی نقل شده که در همه آنها از همین موضوع سؤالاتی شده و ائمه اطهار پاسخ گفتهاند. از جمله مسائلی که در آیات اول سوره حدید طرح شده است و مطابق حدیثی که از امام سجّاد علیه السلام نقل کردیم آن آیات، خاص ژرف اندیشان است، همین مسأله است. در جلد هشتم تفسیر شریف و گرانقدر المیزان ذیل آیه ٥٤ سوره اعراف با الهام از آیات کریمه قرآن و روایاتی که از ائمه اهل بیت علیهم السلام در این زمینه رسیده است بحثی ژرف و محققانه درباره همین مطلب صورت گرفته است.
حضرت استادنا الاکرم ادام اللّه ظلاله در مقدمه آن بحث چنین میفرمایند:
«مردم در شرح امثال این آیات مسلکهای مختلف انتخاب کردهاند. اکثر پیشینیان (از عامّه) برآنند که بحث در این گونه آیات روا نیست، علم اینها را باید به خدا واگذار کرد. این دسته بحث از «حقایق دینی» و تعمق در ماوراء ظواهر الفاظ کتاب و سنت را ناروا و بدعت میشمارند. اما عقل بر خلاف نظر آنها حکم میکند و کتاب و سنت نیز آنان را تأیید نمینماید. آیات قرآن به شدت تمام دعوت میکند به تدبر و
[١] تاریخ علم کلام، ص ١١ و ١٢.