مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٥ - نکته ٢
تنها یک جرعه آب را که مینوشیم اگر چه در ظاهر یک کار میشماریم ولی در واقع حرکتهای مختلف و زیادی را انجام میدهیم که هر واحد آنها یک وجود و یک ضرورت و یک علت دارد.
لازمه بحث در علت و ضرورت هر پدیده همین است اگر چه از روی کنجکاوی دیگری (چنانکه در مقاله ١٠ تفصیلا ان شاء اللّه میآید) جهان ماده یک واحد بیش نیست و از این روی باید گفت یک ضرورت داشته و مستند به یک علت میباشد. این نکته به عنوان تذکر اینجا گفته شد و توضیح کافی وی را از مقالههای آینده باید جست.
است و امکان عدم ندارد یعنی محال است که اصلا این نظام موجود نبود و عدم محض به جای آن حکمفرما بود. حالا که این نظام، نظامی محقق و ضروری است اگر ضرورت بالذاتی در این نظام وجود داشته باشد تحقق این نظام و ضرورت این نظام قابل توجیه است زیرا علت اینکه این نظام موجود و ضروری است این است که در این نظام واقعیتی هست که عدم ذاتا بر وی محال است و از ناحیه آن واقعیت ضروری و ممتنع العدم که آن را «علة العلل» میخوانیم ضرورت و امتناع عدم به سایر اشیایی که عدم ذاتا بر آنها محال نیست رسیده است، ولی اگر ضرورت بالذاتی در این نظام نباشد تحقق این نظام و ضرورت آن قابل توجیه نیست، زیرا نسبت اینکه این نظام موجود باشد با اینکه موجود نباشد متساوی است و به عبارت دیگر هر واحدی از آحاد این نظام (بلا استثناء) نسبت موجود بودن آن (از راه وجود سلسله علل غیر متناهی) و معدوم بودن آن (از راه انعدام جمیع سلسله) متساوی است پس منشئی برای ضرورت این نظام و همچنین تحقق این نظام در کار نیست.
علیهذا به طور قطع و جزم جهان علت و معلول باید متکی به علت بالذات یا علل بالذات باشد؛ اما اینکه آیا تمام رشتههای علّی و معلولی منتهی به یک علت بالذات و یک واجب الوجود بالذات است یا اینکه مانعی ندارد که علتهای بالذات و واجب الوجودهای بالذات در کار باشد، و به عبارت دیگر آیا اساس و مبدأ و منبع و سرچشمه کل، یکی است یا مانعی ندارد که متعدد باشد و بنا بر هر یک از این دو فرض آیا این علت بالذات یا علل بالذات از سنخ ماده است یا مجرد از ماده است، مطالبی است که پاسخ سؤال دوم ما را میدهد و خود، بحث بسیار مفصل و طولانی است و مقاله ١٤ که در «الهیات» بحث میکند متکفل این مطالب است.