مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩١ - نکته ٢
اینکه الهیات قابل تحقیق است ولی در الهیات نیز منحصرا لازم است از روش حسی و تجربی که برای شناخت طبیعت مورد استفاده قرار میگیرد استفاده کرد. این دسته مدعی شدند که از نظر قرآن تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبیعت و مخلوقات با استفاده از روش حسی است و هر راهی غیر این راه بیهوده است، زیرا قرآن در سراسر آیات خود در کمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی میسر نیست دعوت کرده است و کلید رمز مبدأ و معاد را در همین نوع مطالعه دانسته است.
فرید وجدی در کتاب علی اطلال المذهب المادی و سید ابو الحسن ندوی در ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین و همچنین نویسندگان اخوان المسلمین مانند سید قطب و محمد قطب و غیر اینها این نظر را تبلیغ و نظر مخالف را تخطئه میکنند.
ندوی در کتاب خود در فصل «عبور مسلمانان از جاهلیت به اسلام» تحت عنوان «محکمات و بینات در الهیات» میگوید:
«پیامبران مردم را از ذات خدا و صفات او و آغاز و انجام جهان و سرنوشت بشر آگاه کردند و اطلاعاتی به رایگان در این زمینهها در اختیار بشر قرار دادند، او را از بحث در این مسائل که مبادی و مقدماتش در اختیار او نیست زیرا این علوم ماوراء حس و طبیعت است بینیاز ساختند، اما مردم این نعمت را قدر ندانستند و به بحث و فحص در این مسائل که جز گام گذاشتن در منطقههای تاریک و مجهول نیست پرداختند.» [١]
نظر امثال فرید و جدی و ندوی نوعی «رجعت» حنبلیگری است ولی به صورت مدرن و امروزی و پیوند خورده با فلسفه حسی غربی.
ما درباره بنیاد فلسفه حسی در مجلدات اصول فلسفه بحث کردهایم، در اینجا فقط درباره نکتهای که نقطه اتکاء این دسته قرار گرفته اندکی بحث میکنیم.
میگویند قرآن راه شناخت خداوند را منحصرا مطالعه طبیعت با روش حسی دانسته است. شک نیست که قرآن به مطالعه حسی طبیعت دعوت میکند و اصرار فراوانی هم روی این موضوع دارد، ولی آیا قرآن مطالعه طبیعت را برای حل تمام مسائلی که خود طرح کرده است کافی میداند؟! همچنانکه در پاورقیهای این جلد به
[١] ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین چاپ چهارم، ص ٩٧.