مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥ - نکته ٢
ما بگذارید نظر به اینکه اساسا خارج مطلق در ظرف علم موجود نیست ضرر به جایی نمیرساند و ما پیوسته به خارج، علم نسبی داریم.
ما در پاسخ میگوییم:
اولا در این پاسخ به وجود فکر تصوری و تصدیقی مطلق اعتراف نمودید زیرا وجود چنین فکری را در مغز ما قبول کرده و پس از آن صحتش را نفی نمودید (صحت مطلق را نفی مطلق نمودید وگرنه صحت مطلق با نفی نسبی تقابل و تنافی ندارد).
واقعیتهای خارجی هستند (به حسب مشرب فلسفی نه به حسب فطرت) خود را در این مسأله از قید هر زحمتی راحت نمودهاند و سخنی با آنان نیست.
اما پیروان ماتریالیسم دیالکتیک که خود را نقطه مقابل ایده آلیسم معرفی میکنند، در این مسأله نظریهای را انتخاب نمودهاند که صد در صد مدعای ایده آلیستها را تأیید مینماید.
میگویند: فکر (ادراک) جزئی از طبیعت و مولود سایر اجزاء طبیعت است. همان طوری که سایر اجزاء طبیعت در اثر فعل و انفعالات طبیعی به وجود میآیند مفاهیم و تصورات هم پدیدههایی است مادی که در اثر فعل و انفعال خارج و مغز پیدا میشوند و رابطهای بین این مفاهیم و خارج جز رابطه تولیدی وجود ندارد.
اینجا این پرسش پیش میآید که اگر هیچ رابطهای بین علم و معلوم جز رابطه زایش و تولید وجود ندارد پس اولًا معنای واقع نمایی علم یعنی چه؟ و ثانیاً هر مفهومی که در ذهن پیدا شود (توجه داشته باشید که تمام اطلاعات ما نسبت به خارج از طریق همین مفاهیم است) مانند انسان، حیوان، نبات، جماد و غیره، نمیتوان گفت مصداق خارجی دارد بلکه همین اندازه میتوان گفت منشأ خارجی دارد و با توجه به اینکه تمام اطلاعات ما نسبت به خارج به وسیله همین مفاهیم است باید بگوییم هیچیک از مفاهیمی که در ذهن ماست واقعیت خارجی ندارد و این بعینه سخن ایده آلیستهاست.
و ثالثا اگر علم بالذات واقع نما نیست ما از کجا فهمیدیم که واقعیت خارجی هست و این واقعیت خارجی مولّد و منشأ پیدایش این مفاهیم و تصاویر است.
چنانچه خواننده محترم دقت کرده باشد میداند ماتریالیسم دیالکتیک در باب