مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٢ - نکته ٢
زمان معین دو مسافت مختلف (دراز و کوتاه) طی مینماید. جسم مفروض در هر لحظه از زمان حرکت، مکان ویژه و تازهای دارد که در لحظه بعدی او را ترک خواهد کرد چنانکه اگر همان لحظه را بتوانیم به دو لحظه کوچکتر قسمت کنیم مکان جسم مفروض نیز دوتا خواهد بود، و یا اگر دو لحظه را یکی و متحد کنیم مکان نیز یکی میشود تا به جایی که میگوییم جسم مفروض در زمان حرکت خود در میان دو نقطه
میگیرد وجودی مستقل و مجزا از خود حرکت دارد. پس چه حرکت واقع بشود و چه واقع نشود ظرفهایش، یعنی مسافتی که در آن مسافت حرکت واقع میشود و زمانی که در آن زمان حرکت واقع میشود، به هر حال وجود دارد.
ولی این گونه تصور، یک تصور ابتدائی و غیر علمی است. مسافت واقعی حرکت و زمان واقعی حرکت که جز دو بعد مختلف برای حرکت نیست به هیچ وجه وجودی مجزا و مستقل از حرکت نیستند، همچنانکه ابعاد سه گانه جسم وجودی مجزا از خود جسم ندارند. آن مسافت و آن زمانی که واقعاً کششهای حرکتاند غیر از مسافت و زمانی است که ما در تصور ابتدائی خود آنها را ظرف میپنداریم. مثلًا میگوییم مسافت حرکت از تهران به قم همین فاصله ١٤٤ کیلومتری است که به هر حال وجود دارد و هر روز صدها وسیله نقلیه از آن میگذرد و زمان حرکت هم همین دو ساعتی است (مثلًا از ساعت ١٠ تا ١٢- ١/ ١/ ٥٤) که به هر حال یک دوازدهم مقدار حرکت زمین به دور خود است و در این زمان خاص میلیاردها حادثه دیگر نیز قرار گرفته است.
این مسافت و این زمان که در تصور ابتدائی ما هست وسیله و واسطه سنجش و کشف مقدار مسافت و زمان واقعی حرکت است، درست مانند «متر» یا «ذراع» که وسیله سنجش مقدار پارچه یا چیز دیگر است نه عین مقدار آن پارچه. آن مسافت و زمانی که به عنوان دو کشش و دو امتداد برای حرکت تشخیص داده میشود ابعاد حرکتاند و عین وجود حرکت میباشند؛ چیزی که هست باید ببینیم این دو کشش که ذهن ما درباره حرکت تشخیص میدهد، کششهای واقعی هستند، یعنی مربوط است به وجود عینی حرکت، و یا ذهنی و خیالی میباشند و مربوط است به کیفیت ساختمان ذهن بشر ولی در واقع و از نظر وجود عینی، حرکت امری بسیط و بیکشش است، نه کشش مکانی دارد و نه کشش زمانی؟ در قسمت بعد درباره این جهت بحث خواهد شد.