مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - نکته ٢
اینها معتبر است زیرا در این علوم جز روابط و مناسبات ظاهری اشیائی که قابل احساس و آزمایش هستند مورد نظر قرار نمیگیرد. روانشناسی نیز معتبر است زیرا این فن با اسلوب جدید خود از ماوراء عوارض و حالات نفسانی (از قبیل بحث از جوهریت و عدم جوهریت روح) چشم میپوشد و صرفا فنومنهای نفسانی و روابط و مناسبات آنها را جستجو میکند. ریاضیات نیز معتبر است زیرا اولًا پیدایش مفاهیم ریاضی از قبیل عدد و خط و سطح و جسم، مبدأ و منشأ حسی دارد و ثانیاً صحت مسائل ریاضی را میتوان عملًا تأیید و تثبیت کرد. و اما آنچه از این قبیل نیست، خواه مربوط به طبیعت باشد از قبیل بحث از حقیقت جسم طبیعی و اینکه آیا جسم در آخرین حد تجزیه خود. مرکب است از اجزاء خالی از بعد و یا آنکه واحد حقیقی جسم واجد بعد و شکل و مقدار است و خواه مربوط به ماوراء الطبیعه باشد از قبیل بحث از وجود روح مجرد و وجود خدا و مباحث مربوط به جوهر و عرض و دور و تسلسل و مانند اینها، تحقیق با اسلوب فنی درباره آنها نفیاً و اثباتاً خارج از قلمرو فکر بشر است.
حسیون که در بالا عقیده آنها را راجع به «راه حصول علم» بیان کردیم پیرو این نظریهاند زیرا آنان از طرفی عقیده دارند که «در عقل جز آنچه به حس در آمده باشد چیزی موجود نیست» و کار عقل را منحصر به تصرف در صور محسوسه میدانند بدون آنکه بتواند غیر از صور محسوسه، تصوری را زیاد کند و از طرف دیگر به محدودیت عمل حواس پی بردهاند و دانستهاند که فقط امور معینی است که به احساس در میآید.
از این دو مقدمه نتیجه گرفتهاند که قدرت قضاوت فکری بشر محدود است به امور حسی و محسوسات. لهذا فلسفه به معنای حقیقی کلمه- یعنی فنی که صرفاً متکی به معقولات باشد- در نظر این دسته جز لفاظی و خیالبافی چیزی نیست. به عقیده این گروه، علم منفک از حس و فلسفه منفک از علم وجود ندارد.
سیستمهای فلسفی حسیون مانند خود علوم حسی محدود است به یک سلسله مسائل که از حدود توجیه عوارض و ظواهر طبیعت تجاوز نمیکند. معمولًا در اصطلاحات این دسته هر گاه «فلسفه» گفته شود منظور یک سلسله مسائل تعقلی و نظری خالص نیست بلکه پارهای از مسائل فیزیکی یا ریاضی یا علمالنفسی و حداکثر منطقی که جنبه عمومیت بیشتری دارد به نام «فلسفه» خوانده میشود.