مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٩ - نکته ٢
و از سوی دیگر ما جز مادّه و انرژی و با تعبیر صحیحتر جز انرژی در جهان طبیعت چیزی نداریم و از این روی «اتصال و پیوستگی» یک مفهوم پنداری بیش نیست.
حقیقت جسم- با دیگران اختلافی ندارد و با آنها هماهنگ است که حقیقت جسم عبارت است از جوهر قابل ابعاد سهگانه؛ اختلافش با سایر حکما درباره حقیقت جسم نیست، درباره مصداق آن حقیقت است یعنی از نظر علمی و حسّی است که آیا اجسام محسوس هر کدام یک واحد جسم واقعی میباشند یا هر کدام مجموعهای از واحدهای جسم میباشند؟ اختلاف نظر دیگرش در قابلیت انقسام ذرات بوده است که به عقیده او ذرات غیر قابل انقسام میباشند و به عقیده سایر فلاسفه واحد جسم هر اندازه کوچک باشد قابلیت انقسام آن همچنان محفوظ است. این اختلاف نظر البته فلسفی است نه علمی.
ج. متکلمین اسلامی نظریه سومی دارند. به عقیده این گروه هر جسمی از ذرّاتی تشکیل شده که فاقد بعد و کشش و امتدادند. متکلمین این ذرّات را «جوهر فرد» یا «جزء لا یتجزّی» مینامند. به عقیده متکلمین اجرام و اجسام محسوس آنچنانکه احساس میشوند واقعیت ندارند؛ آنچه واقعیت دارد ذرات تشکیل دهنده اجسام است و آن ذرات، واجد هیچگونه بعدی نمیباشند، نه طول و نه عرض و نه عمق. تفاوت نظر متکلمین با نظر ذیمقراطیس در این است که طبق نظر ذیمقراطیس ذرات تشکیل دهنده جسم خود دارای طول و عرض و عمق میباشند یعنی هر ذرهای خود مصداق جوهر قابل ابعاد سهگانه است ولی طبق نظر متکلمین ذرات هیچگونه امتداد طولی و عرضی و عمقی ندارند و مصداق تعریف جسم نمیباشند، بلکه اساساً جسم به معنی جوهر قابل ابعاد سه گانه مصداق واقعی خارجی ندارد، مجموعهای از «جوهرهای فرد» یعنی ذرّات عاری از بعد که با هم جمع شوند خاصیت طول و عرض و عمق پدید میآورند. پس طول و عرض و عمق خاصیت مجموعه است و مجموعه چنانکه میدانیم وجودی غیر از وجود اجزاء ندارد مگر اعتبارا و انتزاعا. خاصیت چنین مجموعهای این است که طول و عرض و عمق پدید آید.
اینکه چگونه ممکن است از یک عده جوهر فرد که هیچگونه بعدی ندارند مجموعهای پدید آید دارای ابعاد، مطلبی است که حکما به عنوان ایراد بر نظریه