مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٦ - نکته ٢
و به زبان دیگر ما صورتهای نوعی «انسان»، «اسب»، «درخت»، «آب» و جز آنها را موضوع حکم قرار میدهیم و یک دانشمند طبیعی مادّه را.
پس از چندی که فرضیه یا نظریه حرکت عمومی (جهان هستی مساوی با
است مسأله «صور نوعیه» است. این مسأله در کمال اهمیت است. برای توضیح مطلب لازم است مقدمهای ذکر کنیم.
چنانکه میدانیم قدما موجودات جهان را به طرز مخصوصی تقسیم بندی میکردند. از نظر آنها موجودات (موجودات ممکن الوجود) منقسم میشوند به جوهر و عرض، تمام جوهرها یک مقولهاند یعنی در یک ما بهالاشتراک ذاتی و ماهوی جمع میشوند، ولی اعراض مجموعا نه مقولهاند و هر مقولهای با مقوله دیگر متباین است.
جوهرها که همه داخل در یک مقولهاند و جامع ذاتی مشترک دارند اقسام و انواعی هستند، یعنی با آنکه در یک امر ذاتی و عام مشترکند در یک سلسله امور ذاتی دیگر با یکدیگر اختلاف دارند. مثلًا جوهر منقسم میشود به جسم و غیر جسم، و جسم منقسم میشود به نامی و غیر نامی، و نامی منقسم میشود به حیوان و غیر حیوان، و حیوان منقسم میشود به انسان و غیر انسان. از نظر قدما این تقسیمات مربوط است به ذات و ماهیت اشیاء، یعنی همان طور که ماهیت جوهر غیر از ماهیت هر یک از اعراض است همچنین ماهیت جوهر جسم با ماهیت جوهر عقل متفاوت است، چیزی که هست جوهر جسم و جوهر عقل در جزئی از ماهیت با یکدیگر وحدت دارند، و همچنین ماهیت جسم نامی با ماهیت جسم غیر نامی متفاوت است و همین طور ...
از نظر قدما انواع جوهری مختلف الذات و الماهیهای در خارج وجود دارد. مبحث معروف «کلیات پنجگانه» در منطق (جنس، نوع، فصل، عرض عام، عرض خاص) بر اساس این طرز تفکر فلسفی است و همچنین مسأله حدّ تامّ و حدّ ناقص در مقابل رسم تامّ و رسم ناقص در مبحث تعریفات، بر همین پایه است.
اما اگر کسی منکر جوهر و عرض بشود و یا اختلافات جوهرها را با یکدیگر اختلاف ذاتی و ماهوی نداند خواه ناخواه محلی برای بحث در جنس و فصل و نوع مرکب از آندو نخواهد بود همچنانکه محلّی برای بحث در حدّ تام و حدّ ناقص نخواهد بود؛ و همچنین مبحث معروف «ماده و صورت» در فلسفه نیز جایی نخواهد داشت با این تفاوت که مبحث «ماده و صورت» پایه نظریه اختلافات ماهوی است بر خلاف