مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥٧ - نکته ٢
منقسم میشود و در نتیجه حمل گاهی بر وحدت مفهومی استوار میشود مانند «انسان انسان است»- و این گونه حمل را «حمل اوّلی» مینامیم- و گاهی بر وحدت وجودی مانند «درخت سبز است» و این گونه حمل را «حمل شایع» میگوییم.
خاصیت کثرت: چنانکه در آغاز مقاله گفته شد، کثرت بدون آحاد تحقق نمیپذیرد و روشن است که اگر هر واحد از آحاد از آن راه که کثرت را به وجود میآورد هر یک از واحدهای دیگر را از خود دفع نکرده و از آن جدا نشده دوری نجوید، کثرت پیدا نخواهد شد.
و از این روی باید گفت یکی از خواص کثرت، غیریت (جز هم بودن) است.
و در نتیجه نیز «هر فعلیتی فعلیتهای دیگر را از خود میراند».
و نیز از همین جاست که ذهن ما عدم هر چیز را- چنانکه در مقاله ٧ گفتیم- از وجود چیزهای دیگر انتزاع میکند؛ میگوییم «انسان درخت نیست» یعنی انسان بودن درخت بودن نیست اگر چه ممکن است ماده انسان صورت انسانی را رها کرده و در تکاپوی طبیعی خود روزی جامه درختی بپوشد؛ میگوییم «انوشیروان داریوش نبوده» و میگوییم «هر پدیده و هر حادثه که به وجود آمده از پدیده و حادثه دیگری که به وجود آمده بوده جدا بوده».
و نتیجه دیگری که از بیان فوق به دست میآید این است که: «وحدت کثیر محال است» یعنی هر کثیری از آن روی که کثرت دارد وحدت نخواهد داشت، بلکه اگر وحدت داشته باشد از راه دیگر است.
تقابل و اقسام آن
فلاسفه غیریت را به دو قسم «غیریت ذاتی» و «غیریت عرضی» قسمت کردهاند. غیریت عرضی آن است که مغایرت دو چیز از آن دو چیز دیگر بوده و مجازا به آنها نسبت داده شود، مانند غیریت در میان شیرینی عسل و سفیدی گچ که حقیقتا به واسطه مغایرت عسل و گچ پیش آمده وگرنه شیرینی و سفیدی با هم مغایرت ذاتی ندارند و میشود که در یک جا مانند شکر سفید جمع شوند.
و غیریت ذاتی آن است که منافات میان دو چیز مستند به ذات خودشان بوده و به اقتضای خود یک جا جمع نشوند، مانند نفی و اثبات. گذشتگان فلاسفه غیریت ذاتی را که به اصطلاح فلسفه «تقابل» نامیده میشود چهار قسم قرار دادهاند: تناقض، عدم و ملکه، تضایف، تضاد؛ گفتهاند امری که مقابل و مغایر موجود مفروضی است، یا عدم آن است و یا موجود دیگری است و در صورت اولی یا میان موجود و عدم آن