مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - نکته ٢
فکر بشر میداند.
اگوست کنت مدعی است که الآن هم که نوبت مرحله سوم رسیده است باز کسانی پیدا میشوند که هنوز طرز فکرشان متناسب با مرحله اول یا مرحله دوم است.
ایضاً مدعی است که یک فرد در دوره عمر، ابتدا خیالی و افسانهای فکر میکند، بعد اگر فیالجمله رشد پیدا کند طرز تفکرش عقلی و فلسفی میشود، و هنگامی که پخته و آزموده شد طرز تفکر فلسفیاش تبدیل به تفکر علمی و حسی میشود.
کانت نیز با آنکه از عقلیون است و به معانی فطری ذاتی عقلی قائل است منکر اعتبار «فلسفه اولی» است. وی علمهای مربوط به واقعیتهای ماوراء ذهن را محصول همکاری عقل و حس میداند و مدعی است که حس تنها یا عقل تنها نمیتواند علمی بسازد.
کانت علوم طبیعی را معتبر میداند زیرا محصول عقل و حس هر دوتاست، ریاضیات را نیز معتبر میداند زیرا هر چند در ریاضیات به عقیده کانت حس دخالت ندارد و عقلی محض است ولی چون مسائل ریاضی مربوط به فرضیات خود ذهن است قهراً صادق است زیرا عقل میتواند در آنچه خودش فرض کرده قضاوت کند.
ولی فلسفه اولی معتبر نیست زیرا نه مانند طبیعیات است که حس بتواند دخالت کند و با شرکت حس و عقل صورت علمی به خود بگیرد و نه مانند ریاضیات است که صرفاً قضاوت درباره مفروضات و مخلوقات خود عقل باشد.
توضیح این مطلب لازم است که منکرین اعتبار فلسفه تعقلی محض که بارزترین مصداق آن فلسفه اولی و متفرعات آن است از دو راه مختلف استدلال میکنند و غالباً این دو راه از یکدیگر تفکیک نمیشود:
(١). از راه علم النفسی، یعنی از راه اینکه مواد و عناصر اولیه ذهنی بشر برای حل آن مسائل وافی نیست زیرا عناصر اولیه ذهن بشر منحصر است به صور حسیه، و عقل کاری جز تصرف در آن صور حسیه نمیتواند انجام دهد و مسائل فلسفه تعقلی از حدود حس و احساس بیرون است.
(٢). از راه منطقی، یعنی از راه اینکه مقیاس صحت و سقم قضایای فکری بشر منحصر است به تجربه و آزمایش عملی و آن مقیاسهای عقلی که منطق عقلی، آنها را وسیله سنجش فکر و تمیز دادن صحیح از سقیم و صحیح از خطا میداند مفید و اطمینان بخش نیست و هر نظریه و فرضیهای (هر چند مربوط به فنومنها و توجیه ظواهر