مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٦ - نکته ٢
کنند و اعتقاد به خدایان و ارواح و شیاطین را از بین ببرند؟! آیا این جز سپر انداختن در مقابل مادیین است؟! نظام فاعلی علت و معلول میتواند در مسائل توحید مورد استفاده قرار گیرد ولی به مفهوم فلسفی علت و معلول نه به مفهوم علمی آن. مفهوم علمی علت و معلول عبارت است از رابطه و پیوستگی وجودی حوادث زمانی که متوالیا یکدیگر را تعقیب میکنند و در متن زمان پشت سر یکدیگر قرار گرفتهاند. اما مفهوم فلسفی آن از یک تحلیل عقلی سرچشمه میگیرد که هر حادثه به دلیل علائم امکان، «ممکن» شناخته میشود و به دلیل نیاز ذاتی ممکن به علت حدوثا و بقائا، وجود علتی مقارن و همزمان و محیط بر او کشف میشود، سپس آن علت مقارن در میان دو فرض «ممکن» و «واجب» قرار میگیرد و بنا بر فرض ممکن بودن، به دلیل امتناع تسلسل در علل مقارنه، وجود واجب در رأس سلسله اثبات میگردد.
از نظر فلسفه، عللی که علوم آنها را «علل» میشناسند معدّاتند نه علل، و به عبارت دیگر مجرا میباشند نه ایجاد کننده و آفریننده. در این گونه علل، تسلسل- یعنی رشته بینهایت- به هیچ وجه امتناع ندارد.
به هر حال خدمتی که علوم به توحید میکند از راه نظامات غائی است که در کتاب راه طی شده بدان استناد جسته نشده است، اما از راه نظامات فاعلی که بدان استناد جسته شده است علوم هیچ گونه خدمتی نمیتوانند بکنند و تنها فلسفه است که از این راه میتواند خدمت کند.
حقیقت این است: راهی که مؤلف دانشمند راه طی شده با کمال صفا و خلوص نیت طی کرده است آنچنان بیراهه است که مجالی برای استدلال از راه «نظام غائی» که دانشمندان به اقتباس از قرآن مجید آن را راه «اتقان صنع» اصطلاح کردهاند نمیگذارد.
کتاب نامبرده پس از بحث بالا اشکالی طرح میکند و به پاسخ آن میپردازد؛ میگوید:
«اشکالی که دانشمندان غیر خداپرست دارند این است که میگویند چگونه کسی را که نمیشناسیم و نمیتوانیم توصیف کنیم قبول نماییم؟ بعلاوه وقتی که به خدا قائل شدیم باید پی آن برویم که او از کجا آمده و چگونه درست شده است؟ پس چون مسأله حل نمیشود و نقطه مجهول یک مرحله عقب میرود بهتر است پای خود را از