مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥١ - نکته ٢
زمانی) است.
و همچنین هر حادثه حادث زمانی بوده و حادث پیش از آن نسبت به آن، قدیم زمانی است.
آیا نسبت به مجموعه عالم چه می توان گفت؟
حدوث عالم از مسائلی است که از زمان باستان میان دانشمندان بشر مورد گفتگو بوده و همیشه دو دسته از آنان را که مثبت و نافی بودهاند به خود مشغول داشته است و ما تا اندازهای که از این بحث در این مقالهها میتوان گنجانید در مقاله ١٤ مورد کنجکاوی قرار خواهیم داد و در اینجا تنها شالوده سخن را در دو مقام ایراد میکنیم:
(١). جهان طبیعت حادث علّی است زیرا همه جهان ماده در عین اینکه کثرتی به حسب اجزاء دارد یک واحد حقیقی است و چون عین حرکت و تغییر و تحول میباشد ناچار هستی آن از خودش سرچشمه نمیگیرد زیرا چون ذات و هویتش با بود و نبود تغییر میپذیرد و اتفاقی نیز در کار نیست خودش خودش را ایجاد نکرده و ناچار علتی جز خود دارد که وجود ضروری وی وجود ضروری (جبری) جهان را پیدایش میدهد و هستی ضروری علت تامّه مقدم بر وجود ضروری معلول است. در نتیجه جهان طبیعت حادث علّی است.
(٢). جهان طبیعت حادث زمانی است، زیرا پیکره زمانی که گهواره جهان طبیعت شمرده میشود- چنانکه گفته شد- هر قطعه از آن، نسبت به قطعه پیشین خود حدوث زمانی دارد زیرا فعلیتش مسبوق است به امکانی که در قطعه پیشین موجود است و همین مقدم بودن قطعه پیشین نیز مستند به همان امکان نامبرده میباشد. پس همین امکان نسبت به فعلیت نامبرده چنانکه تقدم زمانی دارد، قدم زمانی نیز دارد و فعلیت نامبرده نسبت به همین امکان، تأخر زمانی و حدوث زمانی دارد.
و همین حقیقت در خود پیکره زمان که یک واحد است موجود میباشد زیرا فعلیت زمان، آمیخته و آغشته با امکان و مسبوق به امکان میباشد، پس مجموع وجود زمانی نیز دارای حدوث زمانی است و حوادث زمانی نیز یکجا تابع وجود زمان هستند چنانکه اجزاء حوادث تابع اجزاء زمان بودند.
البته روشن است که این سخن با آنچه در مقاله ١٠ گفتیم که زمان ساخته خود جهان طبیعت است تنافی ندارد بلکه چنانکه هر قطعه از قطعات جسم، حجمی (تعین ابعاد جسمانی) دارد و مجموع جسم نیز بیحجم نیست، هر جزء از اجزاء