مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٠ - نکته ٢
است که این خرده گیری پایبند علوم طبیعی نیست بلکه متوجه تعبیر فلسفی نظریه نامبرده میباشد. اگر چنانچه فیزیک میگوید: «جهان مساوی حرکت است» قضاوتی است که در حدود موضوع خود میکند و نسبت به خارج از موضوع خود
هر قوّهای نوع بخصوصی میشود. ماده جسمانی به صورت هر یک از عناصر که در میآید جوهر خود را عوض میکند و عناصر به صورت هر مرکبی که در میآیند چیز دیگر میشوند نه اینکه توأم با چیز دیگر میشوند و نه اینکه با حفظ کیان و ماهیت خود تنها خاصیت دیگر پیدا میکنند.
در اینجا بد نیست نظریه امیل بوترو را که از علمای اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است و نوعی بازگشت به نظریه قدماست هر چند از جهاتی ناقص است، نقل کنیم. مرحوم فروغی در جلد سوم سیر حکمت در اروپا « (*)» کتابی از او نام میبرد به نام امکان قوانین طبیعت. وی در آن کتاب مدعی میشود که «قانون علیت یک قانون قطعی نیست بلکه یک قانون احتمالی است». ما عجالتاً به این قسمت از سخنان او که البته مورد قبول ما نیست کار نداریم، مطلبی که مورد توجه ماست این است که میگوید:
«موجودات جهان همه یکسان نیستند و جریان امور آنها بر یک روش نمیباشد و آنها را نمیتوان یک رشته پیوسته به یکدیگر فرض نمود. جمادات حکمی دارند، نباتات حکم دیگر، حیوانات با آن هر دو متفاوتند و انسان هم برای خود خصائصی دارد چنانکه از قدیم به این نکته برخورده بودند که در گیاه حقیقتی است زائد بر آنچه در جماد هست و آن را «نفس نباتی» نام نهاده بودند و آن مایه حیات است و هر قدر بخواهیم احکام و خواص مادی یعنی قوانین فیزیکی و شیمیایی بر آن جاری کنیم سر انجام چیزی میماند که احکام جمادی بر آن احاطه ندارد، و همچنین در حیوان چیزی است (به قول پیشینیان نفس حیوانی) که زائد بر مجرد حیات است و قوانین حیاتی بر آن احاطه ندارد. انسان هم یقیناً در مدارک و مشاعرش چیزی هست که خواص حیوانیت بر آن محیط نیست. و هر کدام از این مراحل وجود، قوانینشان با مراحل دیگر فرق دارد و بر آنها محیط است چنانکه اصول جانشناسی را نمیتوان از قواعد فیزیکی و شیمیایی در آورد و قوانین روانشناسی هم با اصول جانشناسی مباینت دارد. از نکاتی که این فقره را تأیید میکند این است که موجودات با آنکه مرکب از اجزاء میباشند یعنی هر فردی یک «کلّ» است که از
______________________________[١] صفحه ٢٧٤.