مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٥ - نکته ٢
خط فعلیت سیب افتاد شروع به فعالیت کرده تدریجا امکانهای دیگری را که بودند از میان برده و درخت سیب میشود سپس سیب میشود و آثار خارجی سیب از وی طلوع میکند و دارای حجم و سنگینی و رنگ و بوی و مزه ویژه میشود.
ممکن است نتیجه ٤ را با تغییر تعبیر چنین بیان کنیم: ماده با پیدا کردن فعلیتی امکان را به فعلیت تبدیل میکند. و از بیان گذشته میتوان نتیجه دیگری به دست آورد و آن این است که: «میان امکان و فعلیت فاصله نمیتوان تصور نمود» زیرا مجموع امکان و فعلیت یک واحد شخصی را تشکیل میدهد و پیدایش فاصله (خواه
برای او و نسبت به او معدوم است. ولی انسان که از بالا تمام سیر مورچه را میبیند همه آن قسمتها با رنگهای مختلف را در آن واحد و با هم میبیند، نسبت به او هیچکدام از آنها معدوم نیستند. معدومیت زمانیات نسبت به یکدیگر از این قبیل است، معدومیت نسبی است.
این یک نوع تقریر است راجع به موجود بودن آینده در زمان حاضر. ما بعداً راجع به این مطلب بحث خواهیم کرد و خواهیم گفت که این مطلب به صورتی که معمولًا در عصر حاضر تحت عنوان «بعد رابع» بودن زمان تقریر میشود مطلب صحیحی نیست و راجع به نظریه میر داماد نیز که البته نظریه صحیحی است بحث خواهیم کرد. به هر حال نظر این مقاله راجع به اینکه آینده معدوم نیست و در حاضر موجود است به این مطلب نیست.
تقریر دوم اینکه آینده در حاضر موجود است ولی به این معنی که حاضر مرتبهای از مراتب وجود آینده است، گذشته و حال و آینده مجموعا یک واحد متصل را به وجود میآورند مانند اتصالی که بر جسم حکمفرماست. در محل خود ثابت شده است که حقیقت «جسم» بعد و اتصال است (راجع به اینکه آیا نظریات علمی جدید با هدف فلسفی این بحث منافی است یا نه، عن قریب در متن و پاورقی بحث خواهد شد). خاصیت متصل واحد این است که کثرت و تعدد اجزاء آن حقیقی نیست، اعتباری است، یعنی در عین اینکه ذهن آن را تجزیه میکند به اجزائی و هر جزء را مغایر دیگری اعتبار میکند، در متن واقع نه جزء وجود دارد و نه کثرت، وجود واحدی بیش در کار نیست.
شئ بالقوّه و شئ بالفعل نیز مجموعا یک واحد واقعیت را تشکیل میدهند با این تفاوت که ابعاض جسم با هم نسبت متشابه دارند ولی اجزاء و مراتب واقعیت که از