مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٩ - نکته ٢
بروز نمیداد و هرگز چیزی را پیش بینی نمیکرد و در انتظارش نمینشست. از این بیان نتیجه گرفته میشود: «هر چیزی که وقتی نبود و پس از آن موجود شد باید علتی داشته باشد».
راه دیگر
راهی که گفته شد راهی بود ١ که انسان به نظر ساده میپیماید. نظر فلسفی دقیق نیز همین نتیجه را تأیید میکند. در مقاله ٨ به ثبوت رسانیدیم که اولًا هرگز ماهیت موجودی بیوجوب وجود (ضرورت) به وجود نمیآید، و ثانیاً این وجوب وجود را از
عقیده فلاسفه قانون علیت یکی از ارکان عمومی است که اگر آن را متزلزل فرض کنیم دیگر علم به طور کلی بیمعناست. در پاورقیهای آینده مشروحا در اطراف این مطالب بحث خواهیم کرد.[١]. در پاورقی پیش گفتیم که تصوری که هر کس از «علیت و معلولیت» دارد این است که از دو امر یکی را به عنوان «وجود دهنده» و «واقعیت دهنده» و دیگری را به عنوان «وجود یافته» و «واقعیت یافته» میشناسد. هر دو چیزی که نسبت بالا را با یکدیگر داشته باشند میگوییم که بین آنها رابطه علّی و معلولی برقرار است. در مقاله ٨ گفتیم که گاهی در اصطلاح فلاسفه، علیت و معلولیت مفهوم وسیعتری از آنچه در بالا گذشت پیدا میکند و به مطلق اشیائی که در وجود چیزی دخالت دارند و وجود آن چیز وابسته به وجود آنهاست «علت» گفته میشود هر چند آن اشیاء وجود دهنده نباشند، و از این رو به اجزاء تشکیل دهنده وجود یک شئ یا شرایط و مقدمات مخصوص وجود شئ نیز احیاناً عنوان «علل» داده میشود و حال آنکه در مورد این امور مفهوم «ایجاد» و «وجود دهندگی» صادق نیست.
اگر مفهوم علیت و معلولیت را به معنای اعم در نظر بگیریم رابطه علیت و معلولیت عبارت است از «استناد واقعیتی به واقعیت دیگر» و البته بعداً باید تحلیل به عمل آوریم و ببینیم این استناد را به چه نحو باید در نظر بگیریم تا با واقع مطابقت کند.
حالا میخواهیم به سئوالی که در پاورقی پیش طرح کردیم مبنی بر اینکه «آیا قانون علت و معلول قانونی است حقیقی و واقعی یا القای موهوم و کاذبی است که اذهان را عارض شده؟» پاسخ بدهیم.