مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٢ - نکته ٢
١. هر فعلیتی پیش از پیدایش خود امکانی در ماده دارد.
(٢). امکان مزبور یک صفت و نسبت وجودی است.
(٣). نسبت وجودی فعلی دو طرف موجود فعلی میخواهد.
در این هنگام بحث ما به بن بست منتهی میشود زیرا فعلیت موجود پسین که منشأ آثار خارجی میباشد در ظرف خودش موجود و پیش از پیدایش خارجی خود به ماده و در ماده موجود نیست در حالی که امکان وی در ماده موجود و بالفعل است ١.
پس ناچار یکی از این سه نظریه خللی داشته یا محتاج به توضیح میباشد. البته در دو نظریه اولی نمیشود مناقشه نمود. نه میشود گفت ماده امکان صورتهای بعدی را ندارد و نه میشود گفت که این امکان موجود نبوده و صرفاٌ پنداری است و گرنه باید هویت تحولی و تدریجی جهان طبیعت را انکار کنیم. ولی اگر در نظریه سوّمی بیشتر دقیق شویم خواهیم دید که فعلیتی که طرف نسبت ماده است و امکان در ماده دارد تنها نیست بلکه فعلیتهای دیگری نیز هم تراز و هم عرض وی هستند که در ماده امکان وجود دارند اگر چه بالاخره از میان همه آن فعلیتهای امکاندار تنها
غیر از وجود زید بلکه به نفس وجود زید، همچنانکه نقصان موجود است اما نه به وجود دیگری غیر از وجود خط، همان طوری که هر امر انتزاعی موجود است لیکن به وجود منشأ انتزاع. پس رابطه میان زید و نابینایی از قبیل رابطه میان موجود و معدوم نیست بلکه از قبیل رابطه میان موجود حقیقی و موجود انتزاعی است. آنچه محال است عبارت است از رابطه میان موجود و میان معدومی که به هیچ نحو از انحاء وجود در ظرف نسبت موجود نیست.[١]. خلاصه اشکال این است که اگر بگوییم «امکان» یک نسبت وجودی است این نسبت همواره قبل از خود شئ وجود دارد و لازم میآید که میان موجود (ماده موجود) و معدوم (فعلیتی که در این ظرف معدوم است و در ظرف آینده موجود میگردد) نسبت برقرار شود حال آنکه نسبت میان موجود و معدوم محال است، درست مثل این است که بگوییم ریسمانی داریم که یک سر آن الآن در دست من است و یک سر دیگرش در دست کسی است که صد سال دیگر وجود پیدا خواهد کرد! پس اینکه گفته میشود هر آیندهای با گذشته خاصی و هر گذشته با آینده خاصی مرتبط است سخن درستی نیست. در جهان اگر رابطهای وجود داشته باشد همانا میان موجوداتی است که همزمان میباشند.