مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٦ - نکته ٢
و این نیز بدیهی است که با آمدن فعلیت درخت چنانچه امکان درخت از میان میرود صورت تخم نیز که قوه درخت همراه آن بود از میان میرود ١.
از بیان گذشته نتیجههای زیرین را میتوان گرفت:
١. نسبتی وجودی به نام «قوه» و «امکان» داریم « (*)».
٢. قوه و امکان نیازمند به فعلیتی است که او را نگهدارد چنانکه متوجه به سوی
[١]. مطلب دیگری که باید روشن شود این است که آیا همچنانکه با آمدن فعلیت بعدی امکان قبلی از میان میرود، صورت قبلی نیز از میان میرود و پایان مییابد یا نه؟ مثلًا آیا همچنانکه امکان انسانیت که قبلًا در نطفه بالخصوص موجود بود با آمدن فعلیت انسانیت از میان خواهد رفت، صورت خاص نطفه که منشأ آثار بالخصوص بود از میان میرود یا خیر؟
البته مقصود از صورت پیشین، شکل و هیئت پیشین نیست، مقصود آن فعلیت خاصی است که مبدأ آثار این شئ است و مقوّم ذات و مبدأ فصل اخیر اوست.
در اینکه گذشته صد در صد در آینده باقی نیست شکی نیست. مسلّما نطفه که انسان میگردد در حال حاضر حالت نطفهای ندارد و قسمتی از آثار خود را از دست داده است. تخم مرغ پس از جوجه شدن حالت تخم مرغی و قسمتی از آثار خود را از دست میدهد.
همچنین در اینکه گذشته صد در صد در آینده معدوم نیست و چیزی از گذشته در آینده موجود است باز بحثی نیست. آنچه که در گذشته و آینده باقی است و صورتهای
______________________________
(*) پوشیده نماند که چون علوم طبیعی در رهگذر خود تنها از چیزهایی کنجکاوی مینماید که قابل آزمایش مادی- که با ابزار مادی انجام گیرد- بوده باشد و تاکنون ابزار مادی نتوانسته از یک رشته از صفات و نسبت وجودیه مانند قوه و امکان و مانند وحدت و تقدم و تأخر و جز آنها کنجکاوی کند، از این روی فلسفه مادی و به ویژه ماتریالیسم دیالکتیک که به گمان خود پیرو یا همراه علم و آزمایش راهپیمایی میکند، به بحث از هویت این موضوعات نپرداخته و تنها به یک جمله (هر چه هست ماده است- بجز ماده چیزی نیست) قناعت ورزیده با اینکه یک سلسله نظریات حساس زیر سر این موضوعات میباشد و با اینکه به هر بحثی بپردازد خواه ناخواه به استعمال واژههای امکان و فعلیت، و حرکت و زمان، و وحدت و کثرت و مانند آنها گرفتار خواهد شد و ناچار باید مفهومی را که به میان میآورد از مفاهیم دیگری که مشابه یا نزدیک به اویند تمیز بدهد (علامه طباطبائی).