مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٠ - نکته ٢
اینکه انسان از اجزاء علت فعل خودش است و فعل انسان بدون انسان وجود خارجی پیدا نمیکند خندهآور نیست؟!
مسائلی که در این مقاله به ثبوت رسیده:
(١). در میان واقعیتهای خارجی نسبتی به نام نسبت «ضرورت» داریم که در مقابل نسبت دیگری به نام «امکان» واقع است.
(٢). هر پدیده خارجی تا ضرورت پیدا نکند موجود نخواهد شد.
(٣). هر موجود خارجی در حال وجود متصف به ضرورت میباشد.
(٤). ضرورت وجود هر معلول از ضرورت وجود علتش ترشح میکند.
(٥). هر ضرورت بالغیر (یعنی به واسطه علت) منتهی به ضرورت بالذات میباشد؛ یعنی ضرورت بر دو قسم است: بالذات و بالغیر.
(٦). هر سلسله از ضرورتهای مرتّبه بالاخره متناهی است.
(٧). ضرورت دیگری به نام «ضرورت بالقیاس» داریم که از نسبت دادن معلول به علت پیدا میشود و در امکان نیز امکانی به نام «امکان بالقیاس» داریم.
(٨). جبر و تفویض و امر بین امرین.
در اینجا جز آنکه بگوییم دروغ و تقلب و تحریف به آخرین حد خود رسیده، چیز دیگری نمیتوانیم بگوییم. خواننده محترم خودش میداند که عقیده اتفاق، مناقض عقیده اثبات صانع است و تاکنون در همه جهان یک نفر حکیم الهی هم پیدا نشده که متمسک به عقیده اتفاق برای اثبات صانع شده باشد.
اگر کسی به این رساله کوچک دوازده صفحهای مراجعه کند و اطلاعات نسبتاً جامعی در این موضوعات داشته باشد میفهمد که چه اندازه در این رساله کوچک، راست و دروغ به هم آمیخته شده و مغلطه و سفسطه به کار رفته است.