مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - نکته ٢
و مفهوم چهارم (مفهوم «نیست») چنانکه پیشتر گفتیم به واسطه یک اشتباه و خطای اضطراری (ضروری) که دامنگیر ذهن میشود از حکم ایجابی (است) گرفته میشود، پس او نیز مانند حکم ایجابی «مهیت» نیست ولی میتوان گفت از مهیت گرفته شده.
این عمل خاص، در میان همه امور نفسانی یک امتیاز مخصوص دارد و آن اینکه دارای دو جنبه است؛ از یک جنبه انفعالی و حصولی و ذهنی است و از جنبه دیگر فعلی و حضوری و غیر ذهنی است.
توضیح اینکه امور نفسانی- چنانکه سابقاً گذشت- دو دسته هستند: دسته اول همان صور ذهنیه است که مربوط به دستگاه مخصوص ادراکی است. این صور، انفعالی هستند یعنی قوه مدرکه در اثر برخورد با یک واقعیت، روی خاصیت مخصوص صورت پذیری خود، آنها را تهیه کرده است؛ و حصولی هستند یعنی یک واقعیتی که غیر از واقعیت خودشان است ارائه میدهند؛ و ذهنی هستند یعنی وجودشان قیاسی است و هیچ هویت و تشخصی غیر از «صورت شئ دیگر بودن» ندارند و امتیاز این صور از یکدیگر تابع امتیازی است که محکی عنههای آنها با یکدیگر دارند. مثلًا تصور انسان و تصور درخت و تصور اسب هیچ هویت و تشخصی ندارند غیر از صورت اشیاء خاص خارجی بودن، و امتیاز هر یک از این صور از دیگری به این است که یکی متعلق به انسان است و دیگری به درخت و سومی به اسب.
دسته دوم، نفسانیات غیر ذهنی هستند. این دسته از امور، مربوط به سایر دستگاههای نفسانی یعنی ماوراء دستگاه ذهن میباشد، مانند اراده و شوق و لذت و رنج و غیره. این امور اولًا صورت چیزی نیستند؛ مثلًا فرق اراده و تصور درخت این است که اراده یک امری است نفسانی و چیزی را در خارج به ما نشان نمیدهد اما تصور درخت واقعیت خارجی درخت را بر ما مکشوف میسازد؛ و ثانیاً حضوری هستند نه حصولی چنانکه واضح است؛ و ثالثاً غالباً فعلی هستند نه انفعالی.
حکم دارای هر دو جنبه است؛ از یک جهت صورتی است که واقع و نفسالامر را ارائه میدهد و وجود خارجی ارتباط محمول را با موضوع منکشف میسازد؛ از این جنبه باید او را علم حصولی و صورت ذهنی و کیفیت انفعالی بدانیم؛ و از طرف دیگر علاوه بر این جنبه، جنبه خاص دیگری دارد که از آن جنبه وجودش قیاسی نیست و به