مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٩ - نکته ٢
میشود ولی تا فعل نسبت به انسان مساوی الطرفین نبوده باشد یعنی تا نسبت فعل انسان به انسان «امکان» نبوده باشد به طوری که ممکن باشد از فاعل صادر بشود و ممکن باشد صادر نشود، امر و نهی و پاداش و کیفر و تعلیم و تربیت و دعوت و فداکاری در راه فعل معنی ندارد. در این صورت آیا پاسخ دادن به این مستشکل به
این عقیده هم مثل عقیده تفویض محکوم به بطلان است؛ چه، نتیجه قبول این فکر این خواهد بود که بعضی از افعال علتی دارند و برخی فاقد آنند و یا اینکه در عین حال هم دارای علت و هم بیعلتاند.»
حقیقتا من متحیرم نام این گفتهها را جهل بگذارم یا تجاهل و تقلب و تحریف. ما قبلًا مشروحاً توضیح دادیم که تعبیر «امر بین امرین» تعبیری است که اولین بار توسط پیشوایان دین در مورد دخالت اراده ذات باری در پیدایش افعال انسان یا مطلق حوادث جهان ابراز شده و کوچکترین تماسی با قبول یا انکار قانون علیت ندارد؛ و این مطلب در تاریخ علم کلام سابقه روشن و واضحی دارد و هر کسی با اندک مراجعهای میتواند مطلب را کشف کند. نظریه «تفویض» و «امر بین امرین» از طرف فلاسفه ابراز نشده که فلاسفه تفویضی برای نجات خویش متوسل به نظریه «امر بین امرین» شده باشند، و اتفاقاً اگر مفهوم «جبر» و «تفویض» و «امر بین امرین» را از جنبه کلامی در نظر بگیریم و با نظریههای فلسفی مقایسه کنیم نظریه تفویض را نزدیکترین نظریهها به فلسفه مادی خواهیم یافت زیرا طرفداران این نظریه که معتزله هستند معتقدند که عالم پس از خلقت اولیه، به خود تفویض شده و اراده خداوند در پیدایش حوادث جهان دخالتی ندارد، و چنانکه میبینیم این نظریه تا اندازهای جنبه ماتریالیستی دارد؛ و اما نظریه جبر (مقابل تفویض) صد در صد یک نظریه به اصطلاح ایدهآلیستی است زیرا رابطه علّی و معلولی و سببی و مسبّبی را بین حوادث جهان به کلی منکر است و همه حوادث را مستقیماً مولود اراده ذات باری میداند. ایضاً میگوید:
«مهمتر از همه این است که اعتقاد به «اتفاق» ما را مستقیماً وادار به ایمان به امور خارق العاده و اعجاز نموده، مجبور به خلقت از عدم و سایر اباطیل دیگر میکند چنانکه ارسطو و سیسرون (( و لایب نیتس (( و کریستیان ولف برای اثبات صانع متمسک به عقیده اتفاق گردیده ...»