مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - نکته ٢
حواس پنجگانه از خارج وارد ذهن میشود. تصورات مجعول را چون متخیله میسازد میدانیم که البته معتبر نیستند. مفهوماتی هم که از خارج وارد ذهن میشوند نمیتوانیم مطمئن باشیم که مصداق حقیقی در خارج دارند، اگر هم داشته باشند یقین نیست که صورت موجود در ذهن ما با امر خارجی مطابق باشد، چنانکه صورتی که از خورشید در ذهن ما هست مسلّماً با حقیقت موافقت ندارد زیرا به قواعد نجومی میدانیم خورشید چندین هزار برابر زمین است و حال آنکه صورتش در ذهن ما به اندازه یک کف دست هم نیست.»
درباره فطریات میگوید:
«فطریات که عقل آنها را بالبداهه دریافت مینماید یقیناً درست است و خطا برای ذهن در آنها دست نمیدهد، مانند شکل و حرکت و ابعاد (از امور مادی صرف) و دانایی و نادانی و یقین و شک (از امور عقلی صرف) و وجود و مدت و وحدت (از امور مشترک بین مادی و عقلی).»
ایضا درباره فطریات میگوید:
«هر کس به شهود و وجدان بالبداهه حکم به وجود خویش میکند یا ادراک مینماید که مثلث سه زاویه دارد و کره بیش از یک سطح ندارد و دو چیز مساوی با یک چیز متساوی هستند.»
دکارت در فلسفه خود در الهیات و طبیعیات، تنها فطریات و معقولات صرفه را پایه قرار میدهد و مطابق روش منطقی مخصوص به خود سلوک کرده، آراء و نظریات خاصی در باب نفس و جسم و خدا و اثبات لایتناهی بودن جهان و غیر اینها اظهار میدارد.
جماعت دیگری از فلاسفه مانند لایب نیتس و مالبرانش [١] و اسپینوزا [٢] که بعد از دکارت آمدهاند اجمالًا عقیده وی را در باب محسوسات و اینکه محسوسات حقایق
[١] .[٢] .