مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٩ - نکته ٢
همه آنها عناصری دارند که یا در حال رشد و نموّند و یا طریق نابودی و زوال را میپیمایند. مبارزه این تضادها یعنی مبارزه میان قدیم و جدید، یعنی مبارزه میان آنکه میمیرد و آنکه به دنیا میآید. محتویات داخلی تکامل و پیچ و خم تغییرات کمّی است که به تغییرات کیفی تبدیل میشود. از این رو دیالکتیک بر آن است که جریان تکامل پست به عالی نتیجه تکامل و توسعه هماهنگ پدیدهها نبوده بلکه بر عکس در اثر بروز تضادهای داخلی اشیاء و پدیدهها و در طی یک «مبارزه» بین تمایلات متضاد که براساس آن تضادها قرار گرفته است انجام میگیرد. لنین میگوید: «دیالکتیک به معنی واقعی کلمه عبارت است از آموختن تضادها در داخله ماهیت اشیاء» [١] (اصل تضاد).»
اکنون ببینیم در دیالکتیک هگل مجموعا چه اصولی قابل توجه است و باید بررسی شود. آنچه قابل توجه است مطالب ذیل است:
(١). اصل وحدت و پیوستگی اشیاء و رابطه متقابل آنها با یکدیگر.
(٢). اصل تغییر و حرکت اشیاء.
(٣). اصل تغییر و حرکت در فکر به موازات حرکت اشیاء.
(٤). اصل اجتماع ضدّین (نقیضین).
(٥). حرکت اشیاء از تضاد و تناقض و ناسازگاری داخلی آنها سرچشمه میگیرد.
(٦). ماهیت حرکت اشیاء عبارت است از انتقال یک حالت به حالت ضدّ خودش و سپس سازش و ترکیب و وحدت دو ضد با یکدیگر (مثلث «تز، آنتیتز، سنتز»).
مقدمتاً باید تذکر دهیم که هگل نه مبتکر اصل تغییر و حرکت در اشیاء است و نه مبتکر فرضیه اصل اجتماع ضدین و نه مبتکر مثلث «تز، آنتیتز، سنتز».
اصل حرکت در اشیاء از قدیمترین اصول فلسفه است و در یونان قدیم «هراکلیت» [٢] فیلسوف معروف بدان شهرت دارد و اوست که این مطلب را به صورت این تمثیل بیان کرده است: «در یک رودخانه دو بار نمیتوان آبتنی کرد» همچنانکه اصل اجتماع ضدین یا نقیضین را و اینکه تکامل نتیجه سازش و توافق اضداد در مرحله بعد است (که بعداً در پاورقیهای متن عین تعبیرات او را از کتاب پل فولکیه نقل خواهیم کرد) او بیان کرده است و به همین سبب او را «پدر اصلی دیالکتیک جدید»
[١] پس شناسایی واقعی آنگاه میسر است که فکر عدم امکان اجتماع ضدین را طرد کنیم.[٢] .