مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٦ - نکته ٢
اینکه تمام علت مرکب است و مرکب با انعدام بعض از اجزاء نابود میشود، پس هیچگاه همراه بودن وجود علت (با تمام اجزاء) با وجود معلول لازم نیست چنانکه نوزاد انسانی تنها حاجت و نیازی که به وجود پدر و مادر دارد در زاییده شدن است و بس، و پس از زاییده شدن دیگر نیازی در میان نیست.
پاسخ
در تقریب مفهوم «علت» در اشکال، چنانکه روشن است، وجود هر یک از اجزاء علت، مطلق گرفته شده و این خود اشتباه بزرگی است و به ویژه از کسانی که بیشتر از همه سنگ تحول و تکامل را به سینه میزنند بسیار شگفت آور است ١ زیرا ما در
نمیشود. آری، در مورد اجزاء تشکیل دهنده واقعیت شئ (مثل آنکه آن شئ مرکب حقیقی باشد و از ماده و صورت ترکیب یافته باشد) از راه دیگر باید گفت که هویت معلول حدوثاً و بقائاً نیازمند به آنهاست و این مطلب خیلی واضح و روشن و غنی از استدلال به نظر میرسد زیرا گمان نمیرود که کسی در این مطلب شک کند که بقای مرکب موقوف به بقای جمیع اجزاء آن است و با انتفای یک جزء (حداقل) مرکب منتفی میشود و تاکنون به نظر نرسیده که کسی مخالف این مطلب بوده باشد.[١]. به واسطه پیچیدگی و اهمیت مطلب ناچاریم مجموع آنچه در متن راجع به بقای علت به همراه معلول به صورت مدعا و سپس به صورت اشکال و پاسخهای متعدد بیان شده توضیح دهیم تا بهتر مورد استفاده خوانندگان محترم واقع شود.
مدعا: ضرورت دهنده به معلول حدوثا و بقائا همانا علت آن است و بقای علت، هم در وجود و هم در ضرورت معلول، شرط است. اینکه (مثلًا) یک نفر مکانیسین اگر خللی در حرکت ماشین ببیند به جستجو میپردازد از این جهت است که به حسب فطرت اذعان دارد که مادامی که علت تامّه حرکت موجود است حرکت بالضروره موجود است و اگر در یک لحظه خللی در حرکت مشهود شد کاشف از این است که در علت حرکت نقصانی راه یافته یعنی فطرتاً اذعان دارد که مجرد وجود خارجی علت حرکت در یک زمانی ضامن بقای حرکت نیست بلکه بقای علت تامّه حرکت است که ضامن بقای حرکت است.