مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٧ - نکته ٢
علتش منظور داشته است و البته مفهوم «منظور داشتن» در اینجا «به فکر افتادن و به خاطر سپردن» نیست بلکه رابطه مخصوص واقعی است که میان «ناقص» و «کامل» بوده و ناقص را به سوی کامل رهبری نموده و میراند و غایت فکری نیز در افعال اختیاریه ما یکی از مصادیق این حقیقت است.
برای مرتبه سوم فرض میکنیم که عامل اجرا اراده نیست یعنی آن موجود انسان یا غیر انسان که از غایت و وسیله آگاه و مطلع است و با آن غایت استکمال میکند، بدون آنکه اراده کند و تصمیم بگیرد با یک نیروی داخلی طبیعی متوجه هدف میشود و از وسیله عبور میکند و خود را به هدف میرساند. باز میبینیم که غائی بودن فعل محفوظ است.
برای مرتبه چهارم فرض میکنیم که توجه به هدف و حرکت به سوی او و استکمال هست ولی شعور و اطلاع نیست. باز هم میبینیم که غائیت فعل محفوظ است و فعل برای آن هدف واقع شده.
ولی اگر فرض را عکس کنیم یعنی توجه به نقطه معین را که منجر به انتخاب وسیله میشود و همچنین استکمال فاعل را بگیریم و سایر جنبهها را محفوظ نگهداریم خواهیم دید که غائیت محفوظ نمیماند. پس، از اینجا میفهمیم که آنچه در غائیت دخیل است فقط دو جنبه آخری است و چون این دو جنبه از یکدیگر در خارج منفک نمیشود میتوان گفت که هر دو یکی است؛ و آنچه روح غائیت را تشکیل میدهد این است که موجود متحول متکامل در یک جهت معین که همان جهت سیر کمالی خویش است سیر کند و فعالیتهایش همه مقدمه رسیدن به آن کمال واقع شود. و همان طوری که در متن بیان شده: «حقیقت غایت عبارت است از صورت کاملتر وجود چیزی که در راه تکامل افتاده و صورت ناقصتر موجود خود را تبدیل به وی نماید».
طرز هدف گیری در انسان یکی از مصادیق اصل غائیت و تعقیب هدف در طبیعت است. آنچه در طبیعت حکمفرماست اصل تکامل است. این تکامل در موجودات بیروح و بیجان به نحوی و در حیوانات که دارای غرایز بیشمار هستند به نحو دیگر و در انسان که دارای هوش و عقل و ادراک مخصوص است به نحو دیگر صورت میگیرد. آنچه را که سایر موجودات به حکم طبیعت یا به حکم غریزه انجام میدهند