مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٩ - نکته ٢
میباشد زیرا عدم و وجود مورد بحث ما عدم و وجود تدریجی میباشند و عدم و وجودی که اجتماع آنها بدیهی الامتناع است عدم و وجود مطلق میباشند و این سخن با کمی تأمل روشن میشود ١.
حرکت و تکامل
«تکامل» پذیرفتن و به خود گرفتن کمال است و کمال همان فعلیتی است که جسم در محیط فعالیت خود به آن نائل میشود و به عبارتی سادهتر کمال افزایش و زیادتی است که یک موجودی در محیط هستی و وحدت خود به آن میرسد ٢.
[١]. در همین مقاله ما بعداً درباره این مطلب بحث خواهیم کرد. قبلًا در مقاله ١ و ٢ نیز مختصر بحث شده است.[٢]. بحث تکامل از مهمترین مباحث فلسفی است. این بحث مخصوصاً در فلسفه جدید مقام ارجمندی دارد. در قرن نوزدهم بعضی از فلاسفه مانند هربرت اسپنسر (( انگلیسی پایه تحقیقات فلسفی خود را اصل تکامل قرار دادند. برگسون (( فرانسوی نیز برای اصل تکامل اهمیت فراوانی قائل شده است. کشف تبدل و تکامل انواع در زیستشناسی و کشف تکامل اجتماع در جامعهشناسی سبب شد که اصل تکامل مقام شامخی در فلسفه و علوم حیازت کند. در فلسفه اسلامی کسانی که قائل به «حرکت جوهریه» میباشند برای اصل تکامل پایه و مرتبه عالی قائل میباشند.
اکنون باید ببینیم حقیقت تکامل چیست و آیا تکامل یک قانون عمومی جهانی است یا پدیدهای است مخصوص بعضی از موجودات؟
مقدمتاً باید یادآوری کنیم که مباحث گذشته ما در این مقاله گرد دو مطلب دور میزد: یکی قوه و فعل، دیگر حرکت. نقطه شروع فکر ما از آنجا بود که گفتیم بالحسّ و العیان و بدون هیچگونه تردیدی جهان ما ساکن و جامد و لا یتغیر نیست، اشیاء به حالت اولیه باقی نمیمانند، از حالی به حالی و از مرحلهای به مرحلهای تغییر مییابند؛ آنچه در جهان هست «شدن» است.
از اینجا به رابطهای میان گذشته و آینده پی بردیم که نام آن را «قوّه و فعل» گذاشتیم. سپس ثابت کردیم که انتقال اشیاء از حالت بالقوه به حالت بالفعل جز به صورت تدریجی (در مقابل دفعی و آنی) صورت پذیر نیست. از اینجا به «اصل