مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٠ - نکته ٢
باواسطه محال میباشد زیرا علت علت شئ، علت خود شئ است و نمیشود شئ، علت خودش بوده باشد و این همان مسأله «بطلان دور» است.
(٧). وجود علت تامّه از وجود معلول قویتر است زیرا تمام واقعیت و وجود معلول از آثار وجود علت بوده و متکی به وجود آن میباشد و البته در اینجا نباید دست به یک رشته نقضهای عوامانه زد مانند پدر و پسر، بنّا و ساختمان، و سنگتراش و سنگ، و آتش افروز و آتش و جز اینها، زیرا چنانکه در مقاله هشتم تذکر دادیم آنچه در اینها به راستی علت فاعلی است، مانند پدر نسبت به حرکات تناسلی خودش، پیوسته و بیتردید از معلول خویش قویتر است و همچنین علت تامّه نسبت به معلول قویتر میباشد.
و از این روی، علت بر معلول مقدم و معلول، از علت متأخر میباشد زیرا تا علت نباشد معلول نخواهد بود، در عین حال در یک زمان باید هر دو جمع بوده و گرد آمده باشند و از همین جا روشن است که این تقدم و تأخر، زمانی نیست چنانکه خواهد آمد.
و از مجموع این بیانات این نتیجه را باید گرفت: «استقلال و تمامیت وجودی
بسیاری از موارد یکی است و بسا هست که در برخی موارد روی اصول غلط بطلمیوسی محاسبه آسانتر باشد.
البته اینجانب شخصا واقف است که آنچه در مقام بیان رابطه علت و معلول و مناط احتیاج معلول به علت روی اصول حکمت متعالیه بیان کردیم و گفتیم «معلول عین احتیاج است» از مطالبی نیست که برای همه کس قابل هضم باشد و بسا هست که برای کسانی که تمرین زیادی در عقلیات فلسفی ندارند و مخصوصاً کسانی که طرز تفکر حسی دارند این گفتهها صرفاً «لفّاظی» جلوه کند و ما نیز انتظار نداریم که با این بیان مختصر آن حقیقت عالی را که جزء شاهکارهای اعجاز آمیز فکر بشر است بفهمانیم، ولی خواننده محترم باید بداند که این نظریه جزء آن دسته نظریات فلسفی است که برای کسی که درست به اصول و مبادی آشنا باشد از یک مسأله ریاضی یقینیتر است. ضمنا برای کسانی که فی الجمله مقصود را یافتند و به راه عقلانی این مقصود که از بررسی انبوه اندیشههای غلطانداز ذهن به دست آمد نیز واقف شدند، جملهای را که مکرر در دو مقاله پیش گفتهایم تکرار میکنیم: «تا ذهن را نشناسیم نمیتوانیم فلسفه داشته باشیم».