مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٧ - نکته ٢
سیب آغاز فعلیت سیب میباشد. پس مجموع امکان و فعلیت سیب یک واحد متصل را تشکیل میدهد و همچنین میان تخم سیب (صورتی که به نوبه خود ماده و امکان سیب را حفظ میکند) و امکان سیب نمیشود فاصله کم یا زیاد وجودی یا عدمی فرض کرد زیرا فرض مزبور مستلزم این است که ماده بیصورت تحقق پذیرد و این خود محال است.
پس پایان وجود صورت تخم نیز آغاز وجود صورت سیب بوده و مجموع این دو صورت یک واحد متصل و ممتد را تشکیل میدهد و در نتیجه اثبات جدایی میان صوری که به تدریج روی ماده میآیند و تکثر میان آنها فرضی بیش نیست، بلکه چنانکه در مقاله ٥ گذشت در عین اینکه این صور از یکدیگر جدا هستند یک واحد میباشند.
اشکال
ممکن است به بیان گذشته اعتراض کرده و بگویید که بیان گذشته با آنچه علوم امروز تشخیص میدهند وفق نمیدهد ١ زیرا دانشمندان
[١]. سخن به اینجا رسید که میان امکان و فعلیت، به عبارت دیگر میان گذشته و آینده فاصله نیست، تکثر صور تکثر واقعی نیست بلکه وهمی است و آنچه هست با آنچه خواهد بود متصل است و مجموعا یک واحد واقعیت را تشکیل میدهند.
در اینجا ممکن است از نظر علوم طبیعی امروز اشکالی به نظر برسد و آن اینکه اساس این نظریه بر وحدت و اتصال است و در عصر جدید، علوم نظریه اتصال را مردود شناخته است.
در مقدمه مقاله گفته شد « (*)» که از دوره یونانیان این مسأله میان حکما مطرح بوده است که حقیقت جسم چیست؟ و جسم از چه تشکیل میشود؟ آنچه مسلّم است این است که ما در مقابل خود اجرامی میبینیم که محسوس و ملموس و دارای ابعاد سه گانه طول و عرض و عمق میباشند. آیا این اجرام و اجسام همان طور که به حس درمیآیند یک واحد واقعیت میباشند یا چنین نیست و آنچه واقعیت دارد با آنچه به
______________________________
(*) [قرار بوده این مطلب در مقدمه مقاله ذکر شود ولی از مقدمه فقط چند سطر نگارش یافته که در پایان مقاله آورده شده است.]