مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٩ - نکته ٢
آفریدگار، زیرا غایت فاعل به معنایی که اثبات کردیم کمالی است که نقص فاعل را ترمیم مینماید و برای خدای آفریدگار، نقص نمیتوان فرض کرد.
آری، فلسفه عالیه در مورد آفریدگار به یک معنی باریکتر که از سطح این بحث بالاتر است غرض و غایتی اثبات میکند.
از بررسی حقیقت «غایت» دو نظریه ذیل استنتاج میشود:
(١). در جهان هستی «اتفاق» وجود ندارد.
(٢). بخت خوب یا بد (شانس) موهوم و بیحقیقت است.
چنانکه قبلًا تحقیق شد معنای «علیت» صرفاً این نیست که دو چیز دائماً متعاقب یا مقارن یکدیگر پیدا شوند. رابطه علیت یک رابطه واقعی است بین وجود علت و وجود معلول، به این معنی که وجود معلول ناشی از وجود علت و متکی به علت است، و قدر متیقّن این است که در مورد هر علت و معلولی این قضیه صادق است که «اگر علت وجود نمیداشت معلول وجود پیدا نمیکرد» ولی هرگز صادق نیست که «اگر معلول وجود پیدا نمیکرد علت وجود پیدا نمیکرد»؛ یعنی معلول در وجود و واقعیت خود وابسته و نیازمند به علت است ولی علت در وجود و واقعیت خود مستقل و بینیاز از معلول است.
حالا باید ببینیم که علیت متقابل و نیازمندی متقابل که بین فعل و غایت هست چگونه است؟ در اینکه «فعل، علت و شرط وجود غایت است» شک و تردیدی نیست زیرا مسلّما اگر فعل وجود پیدا نکند غایت وجود پیدا نمیکند، مثلًا اگر انسان غذا نخورد سیر نمیشود و اگر سنگی که از بالا به پایین حرکت میکند مسافت بین راه را طی نکند به مرکز نمیرسد. پس علیت و دخالت فعل در وجود غایت به طور واضح محرز است و منکرین غایت نیز آن را قبول دارند. ولی علیت و دخالت غایت در وجود فعل به این نحو نیست که وجود خارجی غایت که مؤخر است از وجود فعل، علت وجود فعل باشد زیرا این محال و ممتنع است، بلکه به این نحو است که وجود غایت در مرتبه وجود فاعل، علت وجود فعل است و به عبارت دیگر توجه فاعل به غایت، علت وجود فعل است و اگر این توجه و میل به غایت در فاعل نبود هرگز فعل وجود خارجی پیدا نمیکرد. مثلًا انسانی که غذا میخورد برای آنکه سیر بشود اول به جانب «سیر شدن» متوجه میشود و به طرف سیر شدن حرکت میکند و غذا خوردن از آن جهت وجود پیدا میکند که وسیله سیر شدن و معبر سیر شدن است و به عبارت دیگر مسافتی