مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - نکته ٢
میباشند، بلکه این مهیات تنها جلوهها و نمودهایی هستند که واقعیتهای خارجی، آنها را در ذهن و ادراک ما به وجود میآورند وگرنه در خارج از ادراک نمیتوانند از «وجود» جدا شده و به وجهی مستقل شوند.
تعلق گرفته و آن چیز که مورد تعلق وجود است همان ماهیت آن شئ است خواه آنکه ما به کنه وی رسیده باشیم یا نرسیده باشیم.
ج. در برخی موارد که محمولی را بر موضوعی حمل میکنیم همان طوری که هر یک از موضوع و محمول در ذهن تصوری مخصوص به خود دارند، در خارج و واقع نیز هر یک واقعیتی مخصوص به خود دارند.
مثلًا هنگامی که حکم میکنیم «این کاغذ سفید است» یا «این اطاق مربع است» یا «این قند شیرین است» در اینجا همان طوری که هر یک از کاغذ و سفیدی یا اطاق و شکل مربع یا قند و شیرینی، تصوری مخصوص به خود در ذهن دارد، در خارج و واقع نیز هر یک واقعیتی علیحده و «ما بحذاء» علیحده دارد: واقعیت کاغذ و واقعیت سفیدی، واقعیت اطاق و واقعیت شکل مربع، واقعیت قند و واقعیت شیرینی.
هر چند در این موارد واقعیت یکی وابسته به واقعیت دیگری است مثل آنکه واقعیت سفیدی وابسته به واقعیت کاغذ است و ... ولی در عین حال هر یک واقعیت و مصداق واقعی و بالاخره «ما بحذاء» مخصوص به خود دارند.
ولی در برخی موارد که محمولی را بر موضوعی حمل میکنیم اینطور نیست یعنی موضوع و محمول هر یک واقعیت علیحده ندارند و در خارج بین موضوع و محمول هیچ گونه اثنینیت و کثرتی حکمفرما نیست بلکه وحدت حکمفرماست و کثرت صرفاً مستند به ذهن است و به عبارت دیگر ذهن با یک نوع قدرت تجزیه و قوه تحلیلی که دارد یک واحد خارجی را در قرع و انبیق مخصوص خود منحل میکند به امور متعدده و از یک واقعیت خارجی که در خارج هیچگونه کثرتی ندارد معانی و مفاهیم متعدده میسازد.
قدرت تجزیه و قوه تحلیل ذهن قابل انکار نیست، هزارها شاهد واضح دارد.
شما یک نظری به «تعریفات» بیندازید و ببینید که چگونه ذهن برای یک شئ بسیط خارجی در ظرف خویش معانی و مفاهیم متعدده میسازد و جنبههای مشترک و جنبههای اختصاصی برای آن میسازد به طوری که همه آن معانی و مفاهیم متکثره