مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٢ - نکته ٢
اسب و درخت و چیزهای دیگر متمیز میباشد و اگر موجود نشود هیچ و پنداری است ولی برای واقعیت انسان نمیشود واقعیت دیگری فرض نمود.
دارند، حالا اگر بنا شود که یک واحد واقعی مثلًا انسان و واقعیت انسان یا خط و واقعیت خط هر دو امری غیر عینی بوده و صرفاً اندیشه ذهنی باشند پس معنای اینکه انسان واقعیت دارد این میشود که صرفاً من اینطور اندیشه میکنم اما در ماوراء ذهن من چیزی نیست و این، خلاف اصل قطعی و بدیهی است که ما داریم و عیناً تسلیم به مدعای سوفسطائیان است.
پس از بیان این مقدمات میگوییم که از مقدمه اول دانستیم که بحث اصالت وجود یا ماهیت در عین اینکه بحث از تعیین و تحقیق خارج و واقع است بحث و کاوش از ذهن نیز هست و این بحث دارای دو جنبه است: از یک جنبه ذهنی و از جنبه دیگر خارجی است و هر دو جنبه توأم با یکدیگر است و از مقدمه دوم دانستیم که ماهیت چیست و نسبت وی با وجود به حسب اعتبار ذهن چیست و از مقدمه سوم دانستیم که ماهیت و وجود مجموعا یک واحد را در خارج تشکیل میدهند و دو امر واقعیتدار نیستند پس ممکن نیست که هر دو اصالت و عینیت داشته باشند یعنی هم وجود اصیل باشد و هم ماهیت، و از مقدمه چهارم دانستیم که ممکن نیست که ماهیت و وجود هر دو غیر واقعی باشند و هر دو اندیشه محض و ساختگی ذهن باشند یعنی هر دو اعتباری باشند.
پس از این مقدمات نوبت طرح این مسأله میرسد که آیا وجود اصیل است و ماهیت اعتباری یا ماهیت اصیل است و وجود اعتباری؟
برای اثبات اصالت وجود براهین زیادی اقامه شده و برخی از آن براهین متکی به اصول موضوعهای است که آن اصول موضوعه را علم یا فلسفه باید ثابت کند و قهراً تا وقتی که آن اصول موضوعه به مرحله اثبات نرسد برهان متکی به آنها نیز جنبه قطعیت پیدا نمیکند، و برخی دیگر اینطور نیست. ما در اینجا نمیتوانیم همه براهینی که برای اثبات اصالت وجود اقامه شده بیان و نقّادی کنیم بلکه فقط به بیان یک برهان که جنبه فلسفی خالص دارد و از همه سادهتر و در عین حال محکمتر و قویتر است اکتفا میکنیم و آن برهانی است که از نظر کردن در خود وجود و ماهیت بدون استعانت از مقدمات خارجی حاصل میشود. صدرالمتألهین که تثبیت کننده پایه مسأله اصالت