مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٤ - نکته ٢
و از همینجا باید نتیجه گرفت که تحقق عدم در خارج، نسبی است یعنی از نسبت دادن وجودی که در یک ظرف متحقق است به ظرف دیگر، عدم پیدا میشود؛ مثلًا ما نمیتوانیم بگوییم «فلان شئ که دیروز بود دیروز نبود» ولی میتوانیم بگوییم «فلان شئ که دیروز بود فردا نیست» یا «فلان شئ که در این اطاق است در اطاق دیگر نیست».
اشیاء در اذهان حاصل نمیشوند (بر خلاف نظریه حکما) پس در ذهن ماهیتی نیست که با وجود مغایر باشد یا نباشد.
به هر حال چه این نسبت به شیخ اشعری صحیح باشد و چه نباشد بحث حکما از «زیادت وجود بر مهیت در ذهن» عکس العمل بحثهای کلامی دایر بر عینیت وجود با مهیت در ظرف ذهن است.
بعداً این مسأله، مسأله دیگری را به دنبال خود کشانیده و آن اینکه بعد از اینکه مسلّم شد که وجود در ظرف ذهن نه عین ماهیت است و نه جزء آن بلکه مغایر و زائد بر آن و به عبارت دیگر عارض آن است، آیا در ظرف خارج چگونه است؟ آیا وجود در خارج نیز امری زائد و علاوه بر مهیت است یا آنکه در خارج عین آن است؟ در پاسخ این سؤال البته حکما پاسخ دادهاند که وجود در خارج عین مهیت است و ممکن نیست که وجود و مهیت در خارج مغایرت داشته باشند. بعداً سؤال دیگری پیش آمده که دو چیزی که در ذهن نه عین یکدیگرند و نه یکی از آنها جزء دیگری است چگونه ممکن است در خارج عین یکدیگر بوده باشند؟ در پاسخ این سؤال بحث انتزاعی بودن وجود و اینکه وجود از معقولات ثانیه است به میان آمده و دلائلی آورده شده که «وجود» مفهومی انتزاعی است و مفاهیم انتزاعی ما بحذاء جداگانه از منشأ انتزاعشان ندارند. در این مرحله است که سخن انتزاعی بودن و اعتباری بودن وجود به میان میآید. شیخ اشراق در حکمة الاشراق دلائل بسیاری اقامه میکند که «وجود» مفهومی انتزاعی و اعتباری است، ولی همچنانکه گفتیم شیخ اشراق نیز این مطلب را تحت عنوان «زیادت وجود بر مهیت در خارج» عنوان میکند (نه تحت عنوان «اصالت وجود و اصالت مهیت»). در این مرحله هنوز سخن از این است که وجود در خارج امری علاوه بر مهیت نیست زیرا امری اعتباری است، و چنین تصور میشده که اگر وجود امری اعتباری و انتزاعی نباشد لازم میآید که در خارج امری علاوه بر مهیت بوده