مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٩ - نکته ٢
چوب را میسوزاند و انسان سیب را به خون تبدیل مینماید ولی اگر از این مهیتها صرف نظر کرده به سوی متن واقعیت هستی برگردیم واقعیت از واقعیت دیگر سلب واقعیت یا تغییر واقعیت نمیدهد زیرا واقعیت از خودش سلب نمیشود و چیز دیگری جز خود واقعیت نیست که به وی تبدیل شود.
است و هم کثیر شخصی؛ اگر نظر به اصل حقیقت ساری در جمیع مراتب بیندازیم واحد بالشخص است و اگر نظر به مراتب و درجات بیندازیم کثیر بالشخص است.
در این مقاله مجموع مسائلی که به نام «مسائل وجود» ذکر شده دوازده مسأله است و ما هفت مسأله آنها را کاملا توضیح دادیم.
از هفت مسأله گذشته دو تای آنها فوق العاده با اهمیت است و از نظر دخالتی که آن دو مسأله در سرنوشت فلسفه دارند هیچ مسألهای به پایه آنها نمیرسد. آندو عبارت بود از «اصالت وجود» و «تشکیک وجود». اهمیت پنج مسأله دیگر (بداهت وجود، تحلیل ذهن هر واقعیت خارجی را به دو مفهوم: مهیت و وجود، مغایرت مفهوم وجود با مهیت، اشتراک معنوی وجود، حقیقت وجود با علم حصولی قابل معلوم شدن نیست) از لحاظ دخالت و جنبه مقدّمیتی است که نسبت به دو مسأله نامبرده دارند.
از مسائل دوازده گانه وجود پنج مسأله دیگر باقی ماند که عبارت است از:
[١]. خواص ذهنی وجود در مهیات جاری نیست.[٢]. خواص خارجی مهیات از آن وجود است و در وجود به شکل دیگری مغایر با شکلی که این خواص در ذهن با مهیات دارند در میآید.[٣]. موجود هیچگاه معدوم نمیشود.[٤]. تحقق عدم در خارج نسبی است.[٥]. مطلق هستی قابل زوال و انعدام نیست.خواننده محترم اگر وارد باشد میداند که این پنج مسأله چه نقش مهمی در عالم فلسفه دارند. این پنج مسأله به منزله نتیجه دو مسأله اساسی فوق الذکر (اصالت وجود- تشکیک وجود) و بالاخص مسأله اصالت وجود میباشند. پس در حقیقت از دوازده مسأله وجود برخی به منزله مقدمه «اصالت وجود» و برخی به منزله نتیجه آن است.