مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢١ - خدا یکی است
ترجیح بلا مرجّح یعنی اینکه فاعلی نسبت به دو اثر مختلف و متغایر نسبت متساوی داشته باشد و هر دو به یک نحو برای او ممکن باشد و او به یکی از آنها انتساب پیدا کند و او را به وجود آورد. فاعل که طبعا در چنین موردی فاعل بالقوه است نه بالفعل، فاعلیت نسبت به هر دو را در یک حد بالقوه واجد است، چنین فاعلی یا از حد قوه به فعلیت نمیرسد و یا اگر میرسد و یکی از دو فاعلیت صورت فعلیت پیدا میکند حتما به موجب یک عامل و مرجّحی بیرون از ذات فاعل است.
اما ترجّح بلا مرجّح یعنی اینکه فعلی و اثری در حد قوه و امکان باشد و بدون اینکه علت و عاملی دخالت کند خود به خود از عدم به وجود و از قوه به فعلیت برسد.
هر ترجیح بلا مرجّحی مستلزم ترجّح بلا مرجّح است، زیرا فاعل که بالفرض با دو فعل نسبت متساوی دارد و فاعلیت هر دو را در حد قوه دارد اگر بخواهد با یکی از دو فعل نسبت بیشتری پیدا کند مستلزم این است که خودش خود به خود از قوه به فعلیت برسد. پس ترجیح یکی از دو فعل از طرف فاعل مستلزم ترجّح قبلی در وجود خود فاعل است که بدون عامل محال است.
برخی متکلمین خواستهاند از راه اینکه «بهترین دلیل امکان یک شئ وقوع آن است» بر امکان ترجیح بلا مرجّح استدلال کنند. لهذا مسأله دو گرده نان برای گرسنه و یا دو راه متساوی برای فراری (رغیفی الجائع و طریقی الهارب) را مطرح کردهاند غافل از اینکه این گونه مثالها آنگاه دلیل است که ما بر جمیع عواملی که ممکن است دخالت داشته باشند احاطه داشته باشیم. در این گونه موارد آنقدر عوامل آشکار و پنهان در شعور ظاهر و شعور باطن دخالت دارد که از احاطه ما خارج است. برهان عقلی را با این مثالهای عامیانه نتوان رد کرد.
پس از این سه مقدمه میگوییم اگر دو واجب الوجود یا بیشتر وجود داشته باشد، به حکم مقدمه اول که «هر موجودی که امکان وجود پیدا میکند و شرایط وجودش تحقق مییابد از طرف واجب افاضه وجود به او میشود» باید به این موجود افاضه وجود بشود و البته همه واجبها در این جهت نسبت واحد دارند با او، و اراده همه آنها علی السواء به وجود او تعلق میگیرد؛ پس، از طرف همه واجبها باید به او افاضه وجود بشود.
و از طرف دیگر به حکم مقدمه دوم وجود هر معلول و انتساب آن معلول به علتش یکی است، پس دو ایجاد مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر، امکان بیش از