مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٣ - نکته ٢
با تأمّل کافی در اطراف این سخن روشن خواهد شد که بنای وی به دو نظریه استوار است:
اوّل: ترکب ماده و انرژی از اجزاء؛ و ما در بحثهای گذشته بیان کردیم که این بحثهای فلسفی هیچ گونه ارتباطی به ترکب نامبرده ندارد.
دوم: اینکه علت منحصر است به علت مادی؛ و ما در مباحث «علت و معلول» ثابت کردیم که غیر از علت مادی و صوری دو علّت دیگر داریم که هیچ حادثهای را از آنها استغنا نیست و آنها علت فاعلی و علت غائی میباشند.
مسائلی که در این مقاله به ثبوت رسیده به شرح زیر میباشد:
(١). ما نسبتی به نام «امکان» داریم.
(٢). امکان نیازمند به فعلیتی است که آن را نگه دارد.
(٣). هر فعلیتی فعلیت دیگر را از خود میراند.
(٤). در هر واحد خارجی به جز یک فعلیت، فعلیتهای دیگر جزء ماده هستند.
(٥). حامل امکان شئ، ماده آن است نه صورتش.
(٦). با پیدایش فعلیت، امکان آن از میان میرود.
(٧). ماده جسمانی امکان صور غیر متناهی را داراست.
(٨). ماده به واسطه امکان به دوری و نزدیکی متصف میشود.
(٩). نسبت و رابطه میان موجود و معدوم محال است.
١٠. میان امکان و فعلیت شئ فاصله نیست.
١١. حرکت مکانی این است که نسبت مکانی جسم تبدل و سیلان پیدا کند.
١٢. امکان و فعلیت (وجود و عدم تدریجی) در حرکت به هم آمیخته هستند.
١٣. هر تغیر تدریجی در یکی از صفات جسم، حرکت است.
١٤. جهان طبیعت مساوی حرکت است.
١٥. حرکت مستلزم تکامل است.
١٦. حرکت، بی غایت نمیشود.
١٧. حرکت، مطلوب بالذات نمیشود.
١٨. متحرک با حرکت خود تکامل میپذیرد.
١٩. قانون عمومی جهان طبیعت تحول و تکامل است.
٢٠. جوهر انواع طبیعیه متحرک است.