مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣٧ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
علم نیز چیزی است واقعیت دار و معلول است، پس برای خدای جهان اثبات خواهد شد.
است که آیا بشر حق دارد روی اصول و موازین علمی و عقلی در این مسائل بیندیشد و اجتهاد و استنباط نماید و از قرآن و حدیث الهام بگیرد و یا باید الزاما در این زمینهها مقلد و متعبد باشد و حتی حق الهام گرفتن هم ندارد زیرا الهام گرفتن فرع بر استقلال فکر است، فرع بر این است که انسان بخواهد «معرفت» حاصل نماید، و چنانکه قبلًا اشاره کردیم «تقلید» و «معرفت» دو پدیده متضاد میباشند.
نکته دیگر اینکه در محیط و عصری که این روایات صادر شده است افرادی در جامعه اسلامی پیدا شده بودند که بدون اینکه صلاحیت علمی داشته باشند و بدون آنکه توجهی به تعلیمات قرآن داشته باشند سخنانی درباره خداوند میگفتند که هم ضد موازین عقلی و علمی بود و هم ضد قرآن.
معنی استقلال عقل و اندیشه این نیست که هر فردی بدون آنکه موازین صحیح و حساب شده و متکی به بدیهیات اولیه را در دست داشته باشد، و بدون آنکه قدرت استفاده و استنباط از آنها را داشته باشد، و بدون آنکه مقدمات لازم را طی کرده باشد، حق دارد در این مسائل غور و تعمق کند. همه افراد فرضا بخواهند موازین علمی را تحصیل کنند و بر طبق اصول صحیح این مطالب را بیاموزند، آن قریحه و استعداد لازم را ندارند.
تنها افراد بسیار معدودی هستند که قریحه و استعداد مناسبی برای مسائل حکمت متعالیه دارند و خداوند متعال ذوق و استعداد درک مفاهیم بسیار عالی و لطیف این علم را به آنها داده است، همچنانکه در سایر رشتهها نیز افراد مستعدّ درک دقیقترین مسائل آنها زیاد نیستند.
و چه زیبا گفته بو علی در آخر نمط نهم اشارات آنجا که گفته است:
جلّ جناب الحق عن ان یکون شریعة لکل وارد، او یطلع علیه الا واحد بعد واحد، و لذلک فان ما یشتمل علیه هذا الفن ضحکة للمغفل عبرة للمحصل. فمن سمعه و اشمأزّ عنه فلیتهم نفسه، لعلها لا تناسبه «و کل میسر لما خلق له».
در آخر نمط دهم تحت عنوان «خاتمة و وصیة» میگوید: