مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢١ - نکته ٢
٧. میگویند: اگر خدایی در کار بود اینهمه پدیدههای بیفایده و از کار افتاده که در نتیجه تحول و تکامل ماده پیدا میشود موجود نمیشد.
و همچنین اینهمه بدبختی و ستم و نارواییهای گوناگون که جهان پر از آنهاست پیدا نمیشد ١.
برتراند راسل در کتاب کوچکی به نام چرا مسیحی نیستم؟ که از او به جای مانده براهین اثبات وجود خدا را انتقاد میکند، از جمله برهان علة العلل را: درباره این برهان میگوید:
«اساس این برهان عبارت از این است که تمام آنچه را که ما در این جهان میبینیم دارای علتی است و اگر زنجیر علتها را دنبال کنیم سرانجام به نخستین علت میرسیم و این نخستین علت را «علة العلل» یا «خدا» مینامیم.»
آنگاه این برهان را چنین انتقاد میکند:
«به هنگام جوانی درباره این مسائل ژرفا نمیاندیشیدم و برهان علة العلل را تا مدتی مدید پذیرفتم، تا آنکه روزی به سن هجده سالگی به خواندن اتوبیوگرافی جان استوارت میل بدین جمله برخوردم: «پدرم به من میگفت که این پرسش: چه کسی مرا آفرید؟ جواب ندارد، زیرا بلافاصله این سؤال مطرح میشود که چه کسی خدا را آفرید؟».
جملهای بدین سادگی دروغ برهان علة العلل را برایم آشکار ساخت و هنوز هم آن را دروغ میدانم. اگر هر چیز باید علتی داشته باشد پس خدای را نیز علتی باید. اگر چیزی بدون علت وجود تواند داشت این چیز میتواند هم خدا باشد و هم جهان. پوچی این برهان به همین جهت است.» « (*)»
فعلًا نیازی به گفتگو در اطراف سخن پوچ راسل نمیبینیم، به موقع که در اطراف خود برهان بحث میشود پوچی این سخنان روشنتر خواهد شد.
[١]. این اشکال نیز متضمن دو اشکال است:اول اینکه اگر خدایی در عالم باشد هر موجودی برای یک غرض حکیمانه به
______________________________
(*) چرا مسیحی نیستم ص ٨ و ٩.