مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣٩ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
بیکرانی حیرت انگیز) به اندازهای روشن است که با هیچ پرده و پوششی نمیتوان پوشانید.
اکنون که این دو نکته روشن شد میتوانیم مفاد روایاتی را که در این زمینه رسیده است درک کنیم. برای نمونه یک روایت ذکر میکنیم:
در کافی «باب النهی عن الصفة بغیر ما وصف به نفسه» سؤال و جوابی کتبی که میان عبد الرحیم قصیر و امام صادق علیه السلام به وسیله عبد الملک بن اعین مبادله شده است نقل شده است. مفاد سؤال این است:
«مردمی در عراق پیدا شدهاند که خداوند را با تجسم و خطوط چهره توصیف میکنند. استدعا دارم مرا راهنمایی بفرمایید.»
امام در جواب مینویسد:
«درباره موضوعی که پرسش کردهای، خداوند متعالی است از این نسبتها، او را مانند نمیباشد، او شنوا و بیناست، او منزه است از توصیف وصف کنندگان که او را به مخلوقاتش تشبیه میکنند و به او افترا میبندند. مذهب صحیح همان است که در قرآن درباره صفات الهی آمده است. پس، از خدا هم نفی و بطلان (تعطیل از صفات) را منفی بدان و هم تشبیه را. اوست خدای ثابت موجود، برتر است از آنچه وصف کنندگان او را توصیف میکنند. هرگز از قرآن تجاوز نکنید که در این صورت با آنکه راهنمایی شدهاید گمراه شدهاید.»
بدیهی است که مفاد این جواب این نیست که هیچکس حق ندارد خداوند را به هیچ وجه توصیف کند. از این جواب استفاده میشود که به تبع قرآن باید راهی بین نفی و تعطیل از یک طرف و تشبیه از طرف دیگر انتخاب کرد و افراد نا وارد بحث نکنند.
دلیل قاطع بر اینکه مقصود این نیست که پیروی از قرآن لزوما باید به صورت تقلید و تعبد باشد نه به صورت الهامگیری، این است که در متن حدیث خداوند با دو اسم و دو صفت یاد شده است که در قرآن نامی از این دو اسم نیست. آندو عبارت است از: «ثابت» و «موجود».
پس معلوم میشود مقصود عدم انحراف از اصول تعلیمات قرآن است نه تقلید و تعبد به الفاظ و ممنوع بودن تفکر و معرفت.