مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٣ - نکته ٢
مبدأ و منتهی میباشد ١.
پرسشی که همین جا پیش میآید این است که آیا این تقسیم واقعیت داشته حرکت مکانی مفروض به واحدهای مکانی جدا از همدیگر منتهی میشود؟ و به عبارتی سادهتر به دانه دانههای مکان میرسد که از چینش و ترتیب آنها حرکت پیدا میشود و به واسطه امتدادی که در حس پیدا میکنند به زمان منطبق میشود و یا اینکه تقسیم نامبرده ذهنی بوده و یا به طفیل انقسامی که در پیکره مسافت مثلًا موجود
[١]. گفتیم که ذهن ما در هر حرکت دو کشش تشخیص میدهد. مثلًا حرکت صد متری ده دقیقهای دارای یک کشش مکانی است که با متر تعیین شده و دارای یک کشش زمانی است که با دقیقه تعیین شده است. پس هر حرکت ده متری در یک دقیقه انجام شده است یعنی هر کشش یک دقیقهای با یک کشش ده متری انطباق دارد؛ به عبارت دیگر جسم در هر قطعه یک دقیقهای از زمان در یک قطعه ده متری از مکان قرار دارد و بعد از هر یک دقیقه در قطعه دیگر از مکان است؛ و اگر قطعه زمانی را کوچکتر بگیریم، مثلًا نصف کنیم، جسم مفروض در آن قطعه کوچک از زمان در قطعه کوچکتر از قطعه مکانی که قبلًا فرض کردیم قرار دارد و قبل و بعد از آن قطعه زمانی در آن قطعه مکانی قرار ندارد، و میتوانیم قطعه زمانی را که از آن به «لحظه» تعبیر میکنیم باز هم کوچکتر کنیم و البته قطعه مکانی که از آن به «مسافت» تعبیر میکنیم کوچکتر خواهد شد.
آیا به جایی خواهیم رسید که دیگر قطعه زمانی (لحظه) آخرین حدّ کوچکی باشد و همچنین قطعه مکانی (مسافت) آخرین حدّ کوچکی باشد و دیگر از آن کوچکتر فرض نشود؟
خیر، به چنین حدی نخواهیم رسید. هر اندازه زمان را کوچک فرض کنیم بالأخره دارای کشش و امتداد است و به دو جزء متقدم و متأخر قابل قسمت است؛ و همچنین است مسافت. پس جسم متحرک در جزء اول از این زمان در جزء اول از آن مسافت است و در جزء دوم زمان در جزء دوم مسافت.
اینجاست که مطلب را دو گونه میتوانیم تعبیر و تفسیر کنیم: یکی اینکه بگوییم معنی اینکه جسم در قطعهای از زمان در قطعهای از مسافت قرار دارد این است که جسم در آن قطعه از زمان در فاصله میان مبدأ و منتهای آن مسافت است و این بودن به